خيابانهاى شلوغ ، امروز خلوت است ، تعجّب كردم . در همين فكر بودم كه ناگاه ديدم فردى از روبه رو مى آيد ، نعلين مردانهاى در پا و نقابى بر چهره داشت . به محض اين كه خواستم سؤالى بكنم ، مثل كسى كه برق او را گرفته باشد ، خشكم زد .
در مقابلم ايستاد و هيچ حركتى نتوانستم بكنم . نقاب را تا بالاى ابرو بالا زد و وقتى چشمم به آن صورت زيبا افتاد ، مكرر گفتم : ماشاءَ اللَّه ، لا حَولَ وَلا قُوَّةَ الّا بِاللَّه .
اين جمله را چند بار تكرار كردم و مبهوت جمال ايشان شدم . سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغاى جمعيت را ديدم .
يكى از منسوبين ما از ايشان پرسيد : چه درخواستى از خدا كرده بودى كه اين ماجرا برايت رخ داد ؟
گفت : وقتى چشمم به كعبه افتاد ، بى اختيار اين جمله بر زبانم جارى شد كه « اللّهُمَّ أَرِنِى الطَّلعَةَ الرَّشيدَةَ ، والغُرَّةَ الحَميدة . . . » .
آنگاه افزود : خيلى غصه خوردم كه اى كاش غير از « رؤيت » ، « تكلّم » را هم خواسته بودم ؛ چون در مرتبه اوّل كه چشم انسان به خانهء كعبه مىافتد ، هر آرزويى كه داشته باشد ، اجابت مىشود . « 1 »
5 / 13 : امداد غيبى در راه جُحفه
آية اللَّه سيّد جواد علم الهدى ، « 2 » در مكه ، در جلسهاى فرمودند :
هامش
( 1 ) . معروف است كه در اوّلين تشرف به حج ، وقتى كه چشم به خانهء كعبه مىافتد ، هر چه انسان از خداوند متعال بخواهد به او عنايت مىكند ، اما سندى براى اين معنا يافت نشده است ، البته در روايتى آمده كه يكى از مواطن اجابت دعا هنگام ديدن كعبه است ( ر . ك : نهج الدعاء : ج 1 ص 355 ح 580 ) .
( 2 ) . حاج سيّد جواد علم الهدى ، در سال 1309 ش در مشهد به دنيا آمد . وى دروس مقدّمات و عالى خود را در مشهد و قم فرا گرفت . در كنار درس و بحث به تدريس دروى حوزوى نيز اشتغال داشت و به نمايندگى حضرت آية اللَّه گلپايگانى براى تبليغ به كشورهاى بسيارى از جمله : انگليس ، سوريه ، لبنان ، فلسطين ، عمان و مصر سفر كرد . شفاعت ، صهيونيسم بين الملل و انقلاب اسلامى ، فلسفهء حج و علوم قرآن از آثار اويند .