تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
مسرور شده با يكديگر گفتيم كه اين بلندى ، بالاى همان گردنگاهى است كه واسطهء ميان منزل و مقصود است و اين پياده هم از آن جا مىآيد . پس او به جانب ما و ما به سمت او روانه شديم تا آن كه به يكديگر رسيديم . شخصى بود به لباس عامّه . او را از اهالى آن دهات گمان كرديم و از او احوال راه را پرسيديم . گفت : « راه همين است كه من آمدم » و به دست ، اشاره كرد به آن مكانى كه در اوّل در آن جا ديده شد و گفت كه : « آن هم ابتداى گردنه است » . اين بگفت و از ما گذشت و برفت و ما هم از محلّ عبور و جاى پاى او رفتيم تا آن كه به اوّل گردنگاه كه آن شخص را در آن جا ديديم ، رسيديم و آسوده شديم . اثر قدم او را از آن مكان به آن طرف نديديم ، با آن كه از زمان ديدن او تا رسيدن ما به آن جا هوا در غايت صافى و نمايان ، و برف تازه غير از آن برف سابق نبود و عبور از ميان گردنگاه هم بدون آن كه قدم در برف جا كند ، ممكن نبود و از آن بلندى هم تمام آن هموار ، نمايان بود و نظر كرديم آن شخص را در ميان هموار هم نديديم . همگى همراهان از اين فقره متعجّب شدند و هر قدر در اطراف راه نظر انداختند كه شايد اثر قدمى بيابند ، ديده نشد ؛ بلكه از بالاى گردنگاه تا ورود به قريهء ارحام - كه قريب به نيم فرسخ بود - همّت خود را صرف آن كرديم كه اثر قدمى بيابيم و نديديم و پس از ورود به آن قريه هم پرسيديم كه امروز در اين قريه و اين طرف گردنگاه ، برف تازه باريد . گفتند : نه ؛ بلكه از اوّل روز تا حال ، همين طور هوا صاف و آفتاب ، نمايان بوده ، مگر آن كه در شب گذشته ، قليل برفى باريده . پس از ملاحظهء اين شواهد و آن اجابت و اغاثه ، بعد از استغاثه ، حقير ، بلكه همراهان را به هيچ وجه شكّى نماند در اين كه آن شخص ، آقا و مولاى ما يا آن كه مأمور خاصّى از آن درگاه عرش اشتباه بود . و اللَّه العالم بحقايق الامور . « 1 »
هامش
( 1 ) . دار السلام در احوالات حضرت ولىّ عصر : ص 320 .