تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
738 . كمال الدين - با سندش به نقل از ابو رجاء مصرى « 1 » - : دو سال پس از درگذشت امام عسكرى عليه السلام در پى [ حجّت عليه السلام ] بودم و به كسى نرسيدم . سال سوم بود كه در مدينه ، در محلّهء صُرياء ، در پى [ حجّت و ] فرزند امام عسكرى عليه السلام بودم ؛ زيرا ابو غانم از من خواسته بود شب را با او شام بخورم ، و من نشسته و در خود فرو رفته بودم و با خود مىگفتم : اگر چيزى بود ، پس از سه سال ، آشكار مىشد ! ناگهان صداى كسى را بى آن كه او را ببينم ، شنيدم كه مىگفت : « اى نصر بن عبد ربّه ! به مصريان بگو : هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را ديديد ، به او ايمان آورديد » . من نام پدرم را نمىدانستم ؛ زيرا من در مدائن به دنيا آمده بودم و پدرم مرده و نوفلى ، مرا به مصر برده بود و من در آن جا رشد كرده بودم . چون صدا را شنيدم ، بلا فاصله برخاستم و نزد ابو غانم باز نگشتم و راه مصر را در پيش گرفتم . و [ كرامت ديگر ، اين كه ] دو نفر مصرى ، هر يك در بارهء فرزندشان نامه نوشتند [ و از قائم عليه السلام دعايى در حقّ آنها خواستند ] . پاسخ آمد : « امّا تو ، اى فلان ! خداوند به تو اجر دهد ! » و [ در ادامه ] براى ديگرى دعا نمود . فرزند آن كه تسليتش داده بود ، در گذشت . « 2 » 739 . كمال الدين - با سندش به نقل از ابو على مَتّيلى - : ابو جعفر ، نزد من آمد و مرا به عبّاسيه ( نخيله ، نزديك كوفه ) به درون خرابه‌اى برد و نوشته‌اى بيرون آورد و براى من خواند . در آن ، شرح آنچه براى آن خانه رخ داده بود ، آمده و نيز نوشته بود : « فلان زن ( امّ عبد اللَّه ) مويش را مىگيرند و از خانه بيرونش مىاندازند و در بغداد فرودش مىآورند و پيش روى حاكم مىنشيند و چيزهايى كه اتّفاق مىافتند » . سپس به من گفت : اين را حفظ كن . آن گاه نوشته را پاره كرد ، و اين ، مدّتى پيش
هامش
( 1 ) . ابو رجاء نصر بن عبد ربّه مصرى : شيخ صدوق ، نام او را در شمار كسانى آورده كه بر معجزه‌هاى امام زمان عليه السلام آگاه بوده‌اند و او آنها را ديده است . وى با امام عليه السلام مكاتبه داشته است ( ر . ك : ج 5 ص 96 ح 810 « و اين افراد » ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 8 ص 68 ش 15551 و ص 84 ش 16902 ) . ( 2 ) . كمال الدين : ص 491 ح 15 ، الخرائج و الجرائح : ج 1 ص 443 ح 24 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 330 ح 54 .