است و سه هزار دينار و صد درهم از او به ارث بردهام و در اين ماجرا چند نشانهء ديگر هم بود . « 1 »
715 . دلائل الإمامة - با سندش به نقل از احمد بن محمّد دينورى سرّاج ، « 2 » ملقب به « استاره » - : از اردبيل به دينور « 3 » باز گشتم و قصد حج داشتم و اين بعد از درگذشت امام عسكرى عليه السلام به فاصلهء يك يا دو سال بود و مردم در حيرت و سرگردانى [ در بارهء جانشين امام عليه السلام ] بودند . اهل دينور از رسيدن من خوشحال شدند و شيعيان ، نزد من گرد آمدند و گفتند : شانزده هزار دينار از اموال دوستداران امام عليه السلام نزد ما جمع شده است و نياز داريم آنها را با خودت ببرى و به جايى كه واجب است ، بدهى .
گفتم : اى قوم ! اين [ زمان ] ، دوران حيرت است و ما درگاه ( باب ) امام را در اين روزگار نمىشناسيم .
آنها گفتند : ما تو را براى بردن اين مال برگزيدهايم ؛ چون از وثوق و بزرگوارىات اطّلاع داشتيم . آن را ببر و بكوش تا آن را جز با دليل [ بر امامت ] تحويل ندهى .
آن مال را در كيسههايى كه هر كدام به نام مردى بود ، برايم آوردند . آنها را برداشتم و بيرون آمدم . هنگامى كه به قَرميسين ( كرمانشاه ) رسيدم ، نزد احمد بن حسن كه مقيم آن جا بود ، رفتم و بر او سلام دادم و چون مرا ديد ، خوشحال شد و
هامش
( 1 ) . الثاقب فى المناقب : ص 594 ح 537 ، الخرائج و الجرائح : ج 2 ص 701 ح 17 ، إثبات الهداة : ج 7 ص 349 ح 126 ، مدينة المعاجز : ج 8 ص 170 ح 2770 ، فرج المهموم : ص 257 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 295 .
( 2 ) . ابو العبّاس احمد محمّد دينورى سرّاج ، ملقّب به استونه يا استاره : شيخ طوسى ، او را در باب راويانى آوردهكه از ائمّه عليهم السلام روايت نقل نكردهاند . او مورد لطف امام حجّتِ منتظر قرار گرفت . شيعيان ، او را امين در 16000 دينار با اجناس فراوان قرار دادند و او آنها را به فرمان امام عليه السلام ، به كسى رساند كه امام عليه السلام تعيين فرموده بود ( ر . ك : رجال الطوسى : ص 407 ش 5922 ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 1 ص 313 ش 961 و ص 436 ش 1540 ) .
( 3 ) . دينور ، از شهرهاى آباد نزديك كرمانشاه بوده است كه در حملهء تيمور گوركانى ويران شد .