لعنتهاى « 1 » خدا در آشكار و نهان ما و در درون و برون و در هر زمان و هر حال بر او باد و بر هر كس كه از او پيروى و دنبالهروى كند ، و يا كسى كه اين سخن ما به او برسد و پس از آن بر دوستى وى باقى بماند !
خدا سرپرستىتان را بپذيرد ! « 2 » به ايشان اعلام كن كه ما از او در مراقبت و حذر هستيم ، « 3 » مانند آنچه از همانندان او در گذشته بودهايم ، مانند : شَريعى و نُمَيرى و هِلالى و بِلالى و غير ايشان و با اين همه ، سنّت خداوند « 4 » در پس و پيش اين فتنهها نزد ما زيبا بوده و به او اطمينان داريم و از او يارى مىجوييم و در همهء كارهايمان او براى ما ، كافى و بهترين وكيل است » .
هارون مىگويد : ابو على همّام ، اين توقيع را گرفت و هيچ يك از بزرگان را ننهاد ، جز آن كه آن را برايش خواند و از طريق ايشان ، نسخهء توقيع براى همهء شهرها نوشته و در ميان شيعه مشهور شد و شيعيان بر لعن و بيزارى از او ، اتّفاق و اجماع كردند .
محمّد بن على شلمغانى در سال سيصد و سيزده [ به دست حكومت ] كشته شد . « 5 »
670 . الاحتجاج - به نقل از محدثان شيعه - : ابو محمّد حسن شريعى ، از همراهان امام هادى عليه السلام و سپس امام عسكرى عليه السلام بود و او نخستين كسى بود كه مقامى را از جانب امام زمان عليه السلام ادّعا كرد كه خداوند ، او را در آن جايگاه ننهاده بود و بر خدا و حجّتهايش دروغ بست و چيزهايى را به آنان نسبت داد كه شايستهء ايشان نبود و ايشان از آنها بيزار بودند و سپس كفر و كژروى او آشكار شد . محمّد بن نصير نُمَيرى نيز چنين بود . او از همراهان امام عسكرى عليه السلام بود و چون امام عليه السلام در گذشت ، ادّعاى نيابت امام زمان عليه السلام كرد و خداى متعال ، او را با آشكار كردن كژروى و غلو و رأى به تناسخ ، رسوا كرد . او همچنين ادّعا مىكرد كه پيامبرى فرستاده شده از سوى امام هادى عليه السلام است . او قائل به خدايىِ امام هادى عليه السلام بود و محرّمات را نيز حلال مىدانست .
هامش
( 1 ) . در نسخهء ابن داوود افزوده است : پياپىِ .
( 2 ) . در نسخهء صيمرى ، اين گونه است ؛ ولى در نسخهء ابن ذكا نقل كرده : خدا عزيزتان بدارد !
( 3 ) . در اين جا تفاوتهاى اندكى در سه نسخه وجود داشت كه تأثير چندانى در متن فارسى ندارد و ما آنها را ذكر نكرديم . ( م )
( 4 ) . در نسخههاى ابن داوود و هارون : كه ثنايش بشكوه باد .
( 5 ) . الغيبة ، طوسى : ص 409 ح 384 ( با سند صحيح ) ، بحار الأنوار : ج 51 ص 376 .