كه يك عصر طلايى هم در آن وجود دارد ، ولى اين كار صرفاً با تكامل پديدهها به صورت طبيعى حاصل نمىشود و نيل به اين مقصود ، نيازمند شخصى مقتدر با نيروى خاص فوق بشرى است . از اين رو گرچه اين شخص بر خلاف روند طبيعى عالم قدم بر نمىدارد و تكامل پديدهها براى رسيدن به كمال كل جهان امرى ضرورى است ، هيچ پديدهاى جايگاه اين شخص را پر نمىكند و او در جايگاه كاملكنندهء تمام اين تكاملهاى جزئى موقعيتى ويژه دارد .
درست است كه منجى موعود در فرهنگ چينى شخصى است ، ولى به نظر مىرسد فردى خاص براى اين منظور مشخص نشده و صرفاً صفات آن منجى بيان شده است . در تاريخ فرهنگ چين به اشخاص متعدّدى بر مىخوريم كه منجى معرّفىشدهاند ؛ امّا اين افراد را نبايد از جهت خصوصيت فردى نگريست ؛ بلكه آن افراد از اين جهت كه داراى صفات و ويژگىهاى منجى بودهاند ، صاحب اين مقام شناخته شدهاند . در كلمات كنفوسيوس مىبينيم كه او منتظر بود تا منجى شود و همين انتظار را در منسيوس نيز مشاهده مىكنيم . قيامهاى متعدّد نجاتبخش با نام و لقب منجى افسانهاى چينى ، و نيز استفادهء شاهان از اين نام و لقب ، حكايت از آن دارد كه شخص منجى با اين لقب ناميده مىشود ؛ ولى اين نامگذارى بيانگر اين نيست كه منجى شخص خاصى است ؛ بلكه برعكس ، اين امر نشانهء آن است كه هر كسى با استفاده از لقب مذكور مىخواست منجى موعود باشد و فرد خاصى براى اين منظور در نظر گرفته نشده بود .
يكى از نكتههاى جالب در بارهء منجى موعود در فرهنگ چينى ، صفات و ويژگىهاى اوست . در فرهنگ چينى به هيچ وجه منجى يك بشر عادى نيست . با وجود اختلاف كنفوسيوسيان و دائوييان در اين زمينه ، داشتن نيروى فوقالعادهاى كه امپراطوران افسانهاى چين هم از آنها برخوردار بودهاند ، امرى است كه در هر دو دين براى موعود چينى ضرورى شمرده شده است . از اين رو موعود چينى فردى الهى است . الهى بودن اين موعود صرفاً در داشتن صفات خاص و نيروى
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: محمد الريشهري
ص١٣٥