از « اركان اربعه » « 1 » شمردهاند و پيامبر خدا ، وى را يكى از چهار نفرى برشمرده است كه بهشت ، شيفته ديدار آنان است . او پس از پيامبر خدا ، استوار گام در صراط مستقيم ماند و حقّ ولايت على عليه السلام را پاس داشت و مخالفت خود را با تغيير نادرست جريان رهبرى امّت پس از پيامبر خدا ، در مسجد نبوى آشكارا بيان كرد . برخى روايات ، مقداد را مطيعترين يار على عليه السلام دانستهاند و او از معدود كسانى است كه بر پيكر مطهّر زهراىِ طاهره عليها السلام نماز گزارد . مقداد ، با خلافت عثمان ، مخالفت كرد و با سخنرانى شكوهمندى در مسجد مدينه ، اين مخالفت را اعلام داشت و گفت : من از قريش در شگفتم ! آنان مردى را وا نهادهاند كه كسى را از او داناتر و عادلتر نمىشناسم . . . . هان ! به خدا سوگند ، اگر ياورانى مىيافتم . . . او به سال 33 هجرى و در هفتاد سالگى زندگى را بدرود گفت . مقداد ، از آغاز ، ثروتمند بود و وصيّت كرد كه 36 هزار درهم از دارايىاش را به حسن و حسين عليهما السلام بدهند . اين وصيّت ، نشاندهنده محبّت او به اهل بيت و بزرگداشت و احترام او نسبت به ايشان است .
حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: محمد الريشهري
ص٤٣٣
ابو سالم ، ميثم بن يحيى تَمّار اسدى ، از ياران بزرگوار امام على ، امام حسن و امام حسين عليهم السلام است . على عليه السلام ، او را از زنى كه وى را به غلامى داشت ، خريد و آزاد كرد . او در محضر باب علمِ پيامبر صلى الله عليه و آله به جايگاه والايى از علم ، دست يافت تا آنجا كه او را عالِم به « مرگها و حوادث » دانستهاند .
على عليه السلام او را از چگونگى شهادت و رنج كشيدنش در راه خدا ، آگاه ساخته بود و
هامش
( 1 ) اركان اربعه : سُتونهاى چهارگانه صحابه ، يعنى : ابو ذر غِفارى ، حُذَيفة بن يَمان ، مِقداد و سلمان . م .