والايىها ، تدبير ، نستوهى و هوشمندى و كارآگاهى مالك ، وى را بدين سمت گمارده بود ، در معرّفى او به مردم آن ديار نوشت :
. . . بَعَثتُ إلَيكُم عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ ، لا يَنامُ أيّامَ الخَوفِ ، و لا يَنكُلُ عَنِ الأَعداءِ ساعاتِ الرَّوعِ ، أشَدَّ عَلَى الفُجّارِ مِن حَريقِ النّارِ ، و هُوَ مالِكُ بنُ الحارِثِ أخو مَذحِجٍ ، فَاسمَعوا لَهُ و أطيعوا أمرَهُ فيما طابَقَ الحَقَّ ؛ فَإِنَّهُ سَيفٌ مِن سُيوفِ اللّهِ ، لا كَليلُ الظُّبَةِ و لا نابِي الضَّريبَةِ ؛ فَإِن أمَرَكُم أن تَنفِروا فَانفِروا ، و إن أمَرَكُم أن تُقيموا فَأَقيموا ؛ فَإِنَّهُ لا يُقدِمُ و لا يُحجِمُ و لا يُؤَخِّرُ و لا يُقَدِّمُ إلّا عَن أمري ، و قَد آثَرتُكُم بِهِ عَلى نَفسي لِنَصيحَتِهِ لَكُم ، و شِدَّةِ شَكيمَتِهِ عَلى عَدُوِّكُم .
من بندهاى از بندگان خدا را به سوى شما روانه كردم كه در روزهاى هراس نمىخوابد و در ساعتهاى ترس ، روى از دشمن بر نمىتابد و براى بدكاران ، از آتش سوزان ، سختتر است . او مالك ، پسر حارث ، از قبيله مَذحِج است .
به او گوش سپاريد و تا آنگاه كه حق مىگويد ، از او فرمان بريد كه او شمشيرى از شمشيرهاى خداست ؛ نه تيزى آن كُند مىشود و نه ضربتش بىاثر . اگر به شما فرمان داد كه " حركت كنيد " ، حركت كنيد و اگر گفت : " بِايستيد " ، بِايستيد كه جز به فرمان من ، نه پيشروى مىكند و نه عقبنشينى ، و نه كارها را پس و پيش مىاندازد .
بدانيد كه من [ در اعزام او ] شما را بر خودم مقدّم داشتم ؛ چرا كه او خيرخواه شماست و در برابر دشمنانتان سرسخت است .
آييننامه حكومتى امام على عليه السلام به مالك كه به « سفارشنامه ( عهدنامه ) مالك اشتر » مشهور شده است بلندترين و شكوهمندترين سند عدالتگسترى و حكومت صالح است كه جاودانه تاريخ است .
معاويه كه به مصر ، اميد بسته بود و با حضور مالك ، همه نقشههايش را نقش بر آب مىديد ، پيش از رسيدن مالك به مصر ، او را از پاى درآورد و بدين سان ، شير بيشههاى نبرد و رزمآور بىهمانند و يار بىهمتاى على عليه السلام ، ناجوانمردانه ، با شربت
حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: محمد الريشهري
ص٤٢٤