تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ * فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ؛

« 1 » پس چون پندهايى را كه به آنها داده شده بود ، فراموش كردند ، درهاى هر چيزى [ از نعمت‌ها ] را بر آنان گشوديم تا به آنچه به آنها داده شده بود ، شاد گشتند . پس ناگهان [ گريبان ] آنها را گرفتيم و يكباره نااميد شدند . پس ، سپاس ، خداى پروردگار جهانيان را كه ريشه ستمكارانْ بركنده شد » . حَجّاج گفت : گمان دارم كه آن را به ما تأويل مىكرد ( ما را مصداق آن مىدانست ) . گفت : آرى . گفت : چون گردنت را بزنم ، چه مىكنى ؟ گفت : آنگاه ، من خوش‌بخت مىشوم و تو بدبخت مىگردى . پس فرمان داد گردنش را بزنند .

3 / 30 قيس بن سعد بن عُباده

قيس بن سعد بن عُباده انصارى خَزرَجى ساعدى ، از صحابيان پيامبر خدا و از بزرگان انصار است . او در ميان قبيله خود ، و انصار ، و نيز در بين عموم مسلمانان ، از احترام ويژه‌اى برخوردار بود . او مردى شجاع ، بزرگوار و باعظمت بود و در ميان قبيله خود ، مُطاع بود . او قامتى بلند و جسمى توانمند داشت و در كرامت ، زبانزد و در سخاوت ، شُهره بود . در برخى از جنگ‌هاى پيامبر خدا ، پرچمدار سپاه بود و از پيشتازانى بود كه پس از پيامبر خدا حرمت حق را پاس داشت و از خلافت حق و حقّ خلافتِ مولا على عليه السلام دفاع كرد .
هامش
( 1 ) انعام : آيه 44 45 .