تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
فرمود : نَعَم ، إنَّهُم رَجَعوا و فيهِم دَمٌ فَاستَنظَروا رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى قابِلٍ ، فَرَجَعوا فَفَزِعوا مِن دَمَهِم وَ اصطَلَحوا ، و أقبَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله مَعَهُم . آرى . آنان بازگشتند ، در حالى كه ميانشان جنگ و خونريزى بود . پس منتظر شدند تا در سال بعد ، پيامبر خدا را ببينند . پس بازگشتند و از خونريزى بيزار شدند و صلح نمودند و پيامبر صلى الله عليه و آله با آنان آمد . امام صادق عليه السلام از سهل ، ياد كرد و فرمود : ما سَبَقَهُ أحَدٌ مِن قُرَيشٍ و لا مِنَ النّاسِ بِمَنقَبَةٍ . نه از قريش و نه از ديگر مردم ، كسى در فضيلت و كمال ، بر او پيشى نگرفت .

3 / 19 جوانى اهل معرفت

نوجوانى كه به سنّ بلوغ نرسيده بود ، بر پيامبر صلى الله عليه و آله سلام كرد و از شادمانى به پيامبر صلى الله عليه و آله لبخند زد . پيامبر صلى الله عليه و آله به وى فرمود : أ تُحِبُّني يا فَتى ؟ جوان ! آيا مرا دوست دارى ؟ . گفت : بلى ، به خدا سوگند ، اى پيامبر خدا ! پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : مِثلَ عَينَيكَ ؟ مانند چشمانت ؟ گفت : بيشتر . فرمود : مِثلَ أبيكَ ؟ مانند پدرت ؟