تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
براى آمدن باران ، بيرون رفتند ؛ ولى دست خالى بازگشتند . در اين هنگام ، جوانى را ديدند كه رو آورد و غم و اندوه ، او را شكسته و آشفته كرده بود . چند دور ، گِرد خانه خدا طواف كرد . آنگاه به سوى ما آمد و ما را يك به يك نام برد و ما پاسخش را گفتيم . آنگاه گفت : « در ميان شما كسى نيست كه خداوند رحمان ، او را پاسخ دهد ؟ [ و او را دوست داشته باشد ؟ ] » . گفتيم : بر ما دعاست ، و اجابت از اوست . گفت : « از كعبه دور شويد . اگر در ميان شما كسى بود كه خداوند رحمان ، او را اجابت مىكرد [ و او را دوست داشت ] ، هر آينه دعاى او را اجابت مىكرد » . سپس ، خود ، نزديك كعبه شد و به سجده افتاد و شنيدم كه در سجده مىگفت : « آقاى من ! تو را به دوستىات نسبت به من سوگند كه بر آنان ، باران نازل كنى » . هنوز سخنش تمام نشده بود كه باران شديدى نازل شد ، گويا دهانه مشك‌ها باز شده است و سپس از نزد ما رفت ، در حالى كه مىگفت : « آن كه خدا را بشناسد و شناخت پروردگار / او را بىنياز نكند ، او بدبخت است . آنچه در مسير اطاعت خداوند به بنده رسد / به وى زيان نمىرساند . بنده با عزّت توانگرى چه مىكند / حال آن كه تمام عزّت ، از آنِ پارساست ؟ » . پرسيدند : اين جوان كيست ؟ گفتند : زين العابدين . 554 . المناقب ابن شهرآشوب به نقل از اصمعى : شبى به دور كعبه طواف مىكردم كه جوان لاغر اندامى را ديدم كه گيسوان بلندى داشت و در حالى كه پرده كعبه را گرفته بود ، مىگفت : « چشم‌ها را خواب ، ربوده است . ستارگان ، در آسمان برآمده‌اند و تو پادشاه زنده و بر پا دارنده‌اى . پادشاهان ، درهاى خويش بسته‌اند و نگهبانانى بر آنها گماشته‌اند . درِ [ خانه ] تو بر روى نيازخواهان ، گشوده است . نزد تو آمدم تا با رحمت خويش بر من بنگرى ، اى مهربان‌ترينِ مهربانان ! » . آنگاه ، چنين سرود : « اى كسى كه دعاى درمانده در تاريكىها را پاسخ مىدهى / اى كسى كه زيان‌ها و گرفتارىها و دردها را بر طرف مىسازى ! همه ميهمانان تو پيرامون خانه ( كعبه ) به خواب رفته‌اند / و تو به تنهايى ، اى بر پا دارنده ، نمىخوابى . پروردگارا ! تو را مىخوانم ، آن گونه كه خود ، دستور دادى / پس به خانه و حرم سوگند ، بر اشك‌هايم ترحّم كن .