تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
نمرود گفت : چگونه ؟ گفت : ديدم تو فرزندان رعيّت را به قتل مىرسانى و در نتيجه ، نسل ، منقرض مىشود . [ با خود ] گفتم اگر اين كودك ، همان است كه تو به دنبالش هستى ، او را به تو مىدهم تا او را به قتل برسانى و از كشتن فرزندان مردم ، دست بردارى و اگر آن كودكِ [ مورد نظر تو ] نبود ، فرزند ما براى ما باقى مىماند و اينك ، بر او دست يا فتى و هرچه مىخواهى ، انجام بده و از كودكان مردم ، دست بردار . نمرود ، استدلال او را پسنديد و سپس به ابراهيم عليه السلام گفت : چه كسى اين كار را با خدايان ما انجام داده است ، اى ابراهيم ؟ ابراهيم عليه السلام گفت : « بزرگ‌ترِ آنان ، چنين كرده است . از آنان بپرسيد ، اگر سخن مىگويند » . امام صادق عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند ، بزرگ‌ترِ بت‌ها چنان نكرد و ابراهيم عليه السلام هم دروغ نگفت » . گفته شد : چگونه . فرمود : « ابراهيم گفت : بزرگِ بتان چنين كرده است ، اگر سخن گويد و اگر سخن نگويد ، پس ، بزرگ آنان كارى نكرده است » .

1 / 1 2 دوست خداوند

قرآن

« خداوند ، ابراهيم را به دوستى گرفت » .

حديث

504 . پيامبر صلى الله عليه و آله : خداوند ، ابراهيم را به دوستى نگرفت ، مگر به خاطر غذا دادنش [ به مردم ] و نماز خواندنش در شب ، به هنگامى كه مردم در خواب‌اند . 505 . امام باقر عليه السلام : خداوند عز و جل ابراهيم را به دوستى گرفت ؛ زيرا [ درخواست ] كسى را رد نكرد و از كسى جز خداوند عز و جل درخواست ننمود .