مقام ، مناسبتى داشته است . مجلسى ، بر همهء مطالبى كه از اين مأخذها نقل و تلفيق كرده بود ، شرح ، توضيح و تأويل نوشته و از آن دائرةالمعارفى ، شامل كلّيهء خبرها و حكمهاى فقهى و دستورهاى اخلاقى ، اعتقادى و تواريخ ، قصص انبيا و ائمهء اطهار و مطالب اجتماعى ، بحث واجب ، مستحب ، مكروه ، حرام ، و بيان مسائل اصولى و كلامى و . . . براى شيعهء دوازده امامى ترتيب داده است و از اين رو ، بايد آن را « فرهنگنامه تشيّع » دانست كه نه قبل از مجلسى و نه بعد از وى ، به چنان هيئتى وجود نداشته است . « 1 » علّامهء مجلسى ، در استفاده از منابع مختلف در بحار الأنوار ، حسّاسيّت خاصّى در استفاده از نسخههاى كهن و معتبر داشته است . وى ، پس از ياد از نام منابع خود ، در فصلى با عنوان « فى بيان الوثوق على الكتب المذكورة و اختلافها فى ذلك » ، « 2 » به بررسى مقدار اعتبار منابع ، پرداخته و با تكيه بر آن كه نسخهء اين قبيل منابع ، قديمى و كهن بوده و اجازات علما و محدّثان بر روى آنهاست ، به اثبات درستى اعتبار آنها پرداخته است . « 3 » در اين جا ، اين مسئله مطرح مىشود كه علىرغم همزمانى علّامهء مجلسى با شيخ حرّ عاملى ، مجلسى چهطور توانسته است به نسخ كهن و قديمى دست يابد ؟ گفتنى است كه علّامهء مجلسى ، به لحاظ اين كه اولًا ، از لحاظ مادّى متموّل بوده است و ثانياً به دليل موقعيّتى كه در حكومت صفويه داشته ، دستيابى وى به اين نسخ ، آسان بوده است و حتّى يك بار ، بنا به پيشنهاد وى ، شاه سليمان صفوى ، يكى از امراى دولت را با هدايايى بسيار ، به منظور به دست آوردن كتاب مدينة العلم شيخ صدوق به يمن فرستاد ، « 4 » هر چند كه چيزى به دست نيامد .
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيات ايران ، ص 259 ؛ علم الحديث ، ص 91 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 26 .
( 3 ) . مقالات تاريخى ، دفتر چهارم ، ص 108 .
( 4 ) . رسالهء اعتقادات ، ص 12 .