تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
مىنويسد : والحمدللَّه ربّ العالمين كه پادشاه جَمجَاهِ ملائكْ قدوه أولاد سيّد المرسلين صلى الله عليه و آله . . . اكثر اوقات شريف ايشان و امراى جليل القدر عظيم الشأن نيز صرف مطالعه و مباحثهء حديث مىشود . . . اميد هست كه به موجب حديث شريف . . . « الناس على دين ملوكهم » ، چنان شود كه در جميع بلاد ايران ، اطفال ايشان عالم باشند . « 1 » كتاب‌هاى حديثى كه عالمان دين بعد از نگارش ، به حكّام صفوى تقديم مىكردند ، در واقع ، واكنشى بود در قبال توجّه پادشاهان نسبت به فعّاليت‌هاى حديثى . 3 . عامل ديگر رويكرد به حديث در اين دوره ، كشمكش‌ها و اصطكاكات به وجود آمده ميان شيعه و اهل سنّت در اوايل اين دوره ، به سبب روى كار آمدن حكومت شيعى در ايران بوده است . محور اين منازعات ، بيشتر بر محور عقايد و بخصوص مسئلهء امامت بوده است . اين نكته ، علماى شيعه را بر آن داشت تا با مراجعه به متون حديثى ، به تدوين مجموعه‌هاى حديثى « الأربعين » در منقبت امامان عليهم السلام از كتب روايى شيعه و اهل سنّت بپردازند . 4 . عامل آخر ، گسترش تصوّف بوده است . ارمغان تصوّف ، اباحه‌گرى ، مسامحه و سهل‌انگارى در امر دين بود و گسترش آن ، حلقهء مذهب را تنگ‌تر مىنمود . از طرف ديگر ، چون خاستگاه تصوّف ، بيشتر مراكز اهل سنّت بود تا شيعه ، لذا اين نكته با سياست سنّىستيزى صفويان ، همخوانى نداشت . توجّه به علما و گسترش فعّاليت‌هاى حديثى ، تصوّف را در تنگنا نگاه داشت .
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 8 ، ص 38 .