ديروز را با بينش ديروزى و امروز را با بينش امروزين بايد شناخت .
اين را بارها گفتهام كه : مسائلى را كه مربوط به گذشته و جوّ و محيطى ديگر است ، با بينش امروز نبايد ديد ؛ بلكه بايد كوشش كنيم كه تا هر چه را در همان محيط و جوّ ، و با بينش زمانش ببينيم و . . . . « 1 » ايشان در قولى ديگر به نقل از بِرك ، آورده است :
هر واقعيت اجتماعى را بايد با ظرف زمان و مكان خودش بسنجيم . « 2 » به رغم اين هشدار ، مقدّمات آرمانگرايانهء شريعتى با نتيجهاى كه گرفته ، دچار تناقض مىشود :
ولايت على . . . پس از هزار سال جهاد و شهادت ، به سلطنت شاه عبّاس منجر مىشود و به جاى ابوذر غفارى ، امام جمعهء مسجد شاه مىآيد ، و عمّار و ياسر ، پدر و پسرى آنچنان ، جا را به ملّا محمّد باقر و ملّا محمّد تقى مجلسى ، پدر و پسرى اينچنين ، مىسپارند . « 3 » به نظر مىرسد بهترين قضاوت دربارهء حكومت صفويه و علماى اين دوره ، بايد از روى عملكردها و دستاوردهايى باشد كه از اين عصر به يادگار مانده است .
براى بازيابى عوامل رويكرد به فعّاليتهاى علمى و حديثى در اين دوره ، به ذكر تاريخ مختصرى از تحوّلات سياسى - اجتماعى همزمان با روى كار آمدن حكومت صفويه در ايران ، برخورد حاكمان صفوى با عالمان دين و وضعيّت شيعه در نقاط مختلف پرداختهايم ؛ چرا كه معتقديم تاريخ هر دورهاى بسترى مناسب براى فعّاليتهاى آن دوره فراهم مىكند و بدون داشتن دادههاى تاريخى لازم ، فهم و تحليل مسائل ، ممكن نيست .
هامش
( 1 ) . اسلامشناسى ( مجموعه آثار ، ش 16 ) ، على شريعتى ، ج 2 ، ص 27 .
( 2 ) . شيعه ( مجموعه آثار ، ش 7 ) ، على شريعتى ص 176 - 177 .
( 3 ) . ويژگىهاى قرون جديد ( مجموعه آثار ، ش 31 ) ، على شريعتى ص 461 .