همچنين ، در بحرين و برخى نقاط پراكندهء ايران نيز حوزهها و محافل آموزشى و حديثى وجود داشته است . عالمان اين دوره كه به حديث پرداختهاند ، متنوّعاند .
درست است كه از برخى مانند ديلمى و حسن بن سليمان حلّى ، جز آثار حديثى برجاى نمانده است ، امّا غالب علماى اين دوره از متخصّصان فقه يا كلام و يا هر دو حوزهاند كه فعّاليتهاى حديثى نيز داشتهاند . كسانى مانند : علّامهء حلّى ، فخر الدين محمد حلّى ، فاضل مقداد ، ابن فهد حلّى ، شهيد اوّل و بياضى عاملى ، فقيهان و متكلّمان برجستهاى هستند كه به حديث نيز پرداختهاند .
در اين دوره ، همچنين شاهد ظهور برخى شخصيّتهاى علمى هستيم كه ديدگاهها و آثار ايشان توسّط رجالپژوهان و كتابشناسان دورههاى بعد ، به ديدهء تأمّل نگريسته شده است ، كسانى مانند : رجب برْسى ، سيّد حيدر آمُلى ، واعظ كاشفى و ابن ابى جمهور احسايى در اين گروه جاى دارند .
يكى از ويژگىهاى دورهء تاريخى مورد بحث ، تنوّع زمينهها و تكثّر گونههاى نگارشهاى حديثى است . در اينجا گزارشى موجز از اين فعّاليتها ارائه مىشود . از زمينههاى نگارش متون حديثى ، كتابهاى ادعيه و زيارات ، مانند المزار شهيد اوّل ، عُدّة الداعى ابن فهد و البلد الأمين و المصباح كفعمى درخور ذكرند . در زمينهء متون اخلاقى ، إرشاد القلوب و أعلام الدين ديلمى ، التحصين ابن فهد ، محاسبة النفس كفعمى و آثار حديثى شيعى سبزوارى و واعظ كاشفى قابل توجّه است .
رويكرد ديگر به حديث ، رويكرد كلامى است . در اين دوره ، برخى از متون مهم كلامى - حديثى توسّط متكلّمان حديثپژوه اين دوره به سامان رسيده كه در رأس آنها نهج الحق و منهاج الكرامةى علّامهء حلّى قرار دارد . اثر استوار علّامه چندان اهمّيت يافت كه حوزه اهل سنّت را به چالش كشيد و ابن تيميه ، كتاب منهاج السنّة النبويّة را در نقد آن نگاشت . البته ديدگاههاى ابن تيميه نيز توسّط عالمان شيعه و برخى عالمان اهل سنّت پس از او نقد شد . از ديگر متون حديثى با رويكرد كلامى در اين دوره مىتوان الصراط المستقيم بياضى عاملى ، إلزام النواصب بإمامة على بن أبى طالب و الكشكول
تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: علينقى خدايارى
ص٢٤٨