فراوانى كه كاشفى در مقام شرح ، بيان ، استشهاد يا تتميم فايده ذكر كرده ، برخى روايات وجود دارد كه در منابع معتبر حديثى نيامده است .
از جمله روايتى كه در « وصل سوم » از « اصل چهارم » به اين مضمون به رسول اكرم نسبت داده شده : « الشريعة أقوالى ، والطريقة أفعالى ، والحقيقة أحوالى ، والمعرفة رأس مالى ، والشوق مَركبى . . . » ، « 1 » كه محدّث ارموى آن را غير معتبر دانسته است .
ويژگى ديگر اين كتاب ، عرضهء ترجمهء فارسى از احاديث است . در اينجا براى آشنايى با نحوهء ترجمه نويسنده ، نمونهاى از ترجمهء او را مىآوريم .
قال النبيّ صلى الله عليه و آله : إياكم وكثرة الحلف فى البيع ؛ فإنّه ينفق و يمحق ؛ يعنى بپرهيزيد از سوگند بسيار خوردن در بيع ، كه اگر چه متاع را رواجى دهد ؛ امّا بركت از مال ببرد . « 2 » نكتهء آخر دربارهء اين كتاب ، آن كه كاشفى در سبك نگارش آن ، تحت تأثير عالم شيعى همشهرى خود ، حسن بن حسين شيعى سبزوارى ( زنده در 753 ق ) بوده است .
ب . آثار خطّى و ناياب
1 . الأربعون حديثاً ، از شيخ جليل ابو محمّد حسن بن محمّد ديلمى ، صاحب إرشاد القلوب .
روايت نخست اين كتاب ، « حديث جنود عقل و جهل » و روايت سوم ، « حديث غدير » است . شيخ آقا بزرگ ، به نقل از فاضل معاصر شيخ على اكبر بجنوردى
هامش
( 1 ) . الرسالة العلّية ، ص 152 . سخن شادروان محدّث ارمَوى ، دربارهء بىاعتبارى اين روايت ، در بخش « رويكردصوفيانه » خواهد آمد .
( 2 ) . همان ، ص 275 .