مغازلى ، « 1 » الجمع بين الصحاح الستّة از رزين عبدرى ، « 2 » تفسير الثعلبى « 3 » و الفردوس « 4 » را نام برد .
علّامهء حلّى در نقل احاديث ، اسانيد را ذكر نمىكند . دربارهء منابع نيز ، گاه منبع خود را ذكر مىكند و مثلًا مىگويد : در الجمع بين الصحاح الستّة آمده يا ابن حنبل ، روايت كرده است . در مواردى نيز بدون ذكر منبع ، مطلب مورد نظر را نقل مىكند كه محقّق كتاب ، مأخذ آن را از منابع اهل سنّت ، به دست داده است . در مواردى كه حديث از طُرُق متعدّد در منابع شيعه و اهل سنّت آمده نيز با اين تعبير كه جمهور روايت كردهاند ، آن را نقل مىكند .
كتاب ، همچنان كه خود نويسنده نيز در مقدّمه بدان تصريح كرده ، داراى ويژگى دورى از اطناب مملّ و ايجاز مخلّ است و در عين اختصار ، مبانى شيعهء اماميه دربارهء مقولهء امامت را به شكلى گويا ، منظّم و مستدل ، تبيين و اثبات كرده است .
منهاج الكرامة ، به كتابى مهم و تأثيرگذار تبديل شد و برخى از اهل سنّت نيز به نقد آن پرداختند . از جمله ، ابن تيميّه ( م 728 ق ) ، منهاج السنّة النبويّة را در نقد كتاب علّامه نگاشت كه به تصريح منصفان اهل سنّت نيز به دور از انصاف ، نگاشته است . « 5 » علّامهء حلّى ، پس از ملاحظهء كتاب ابن تيميه گفت : « لو كان يفهم ما أقول أجبته » . « 6 » نيز زين الدين سريحان بن محمّد مَلَطى ( م 788 ق ) ، كتابى در ردّ منهاج الكرامة نوشت كه توسّط ابن كمونه نقض شد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 116 ، 119 ، 124 و 125 .
( 2 ) . همان ، ص 129 و 130 .
( 3 ) . همان ، ص 122 ، 125 ، 131 و 132 .
( 4 ) . همان ، ص 126 و 136 .
( 5 ) . الذريعة ، ج 23 ، ص 172 ( ش 8534 ) .
( 6 ) . لسان الميزان ، ج 2 ، ص 317 .