( م 816 ) است و در هند به چاپ رسيده است .
محمّد محمّد ابو زهو ، پس از ذكر نمونههايى از تلاش دانشمندان اهل سنّت در جوامع نگارى ، زوايد نويسى ، تخريج حديث و نگارش كتب اطراف الحديث « 1 »
و . . .
مىگويد :
اين ، مهمترين فعّاليتهاى علما دربارهء جمع كردن حديث و ترتيب آن ، در اين دوره ( از 656 ق ، به بعد ) است و جز آنها شروح و مختصرات بعضى از كتب حديث است [ كه نمونههاى آن ذكر شد ] . با اين حال [ همين آثار اندك و بسيار محدود نيز ] غالباً از قرن يازدهم و بخشى از قرن دوازدهم ، تجاوز نمىكند و امّا بعد از آن تا عصر كنونى ما ، همّتها حتى نسبت به قرائت كتب حديث ، سست شده است ، چه رسد به پرداختن به كار تدوين ، و مردم چنان شدهاند كه صحيح البخارى را تنها براى تبرّك مىخوانند . « 2 »
هامش
( 1 ) . بدين صورت است كه دو طرف حديث را ذكر مىكنند ، چنان كه بر بقيهء آن ، دلالت كند و سپس ، اسانيد آن راجمع مىكنند ( الحديث و المحدّثون ، ص 433 ) .
( 2 ) . الحديث و المحدّثون ، ص 452 .