جاهليت ، به جاى سلام ، يكديگر را ترحيب مىكردند و « مَرحباً بك » مىگفتند و معتقد بودند مادام كه سلطنت باب در تمام جهان ظاهر نگشته ، دوران فترت است و هيچ تكليفى بر مردم ، واجب نيفتاده است . « 1 »
بابيان ، معتقدند آن حقيقت روحانىاى كه از خداى سبحان صادر شده است ، به صورت مادّى و جسمانى ، در شخص باب ، حلول يافته است و تمام انبيا از آدم عليه السلام تا حضرت خاتم صلى الله عليه و آله نيز در او تجسّد يافتهاند و او ، نمايندهء همهء آنان و رسالتشان است .
آنان ، معاد را - كه اسلام از آن سخن گفته است - انكار مىكنند و ظهور باب را همان معاد و قيامت و بهشت و جهنّم ياد شده در قرآن ، به حساب مىآورند .
بابيان ، همهء اديان و شرايع آسمانى را لغو نموده ، معتقدند با ظهور دين جديد ( بابيت ) ، همهء شرايع ، از جمله شريعت قرآن ، نسخ شده است . لذا همهء احكام عبادى و شرعى را با احكامى جديد و مغاير با آن ، تغيير دادند . « 2 »
از لحاظ سياسى ، سيّد على محمّد باب ، در مقابل دو مركز قدرت اصلى موجود در نظام اجتماعى آن زمان ، موضع مخالف گرفته است : ايستادگى در برابر دولت با تبليغ ظلم ستيزى ، و مبارزه با روحانيت با معرّفى خود به عنوان « بابِ امام زمان عليه السلام » و سپس ، فرقه سازى . « 3 »
هامش
( 1 ) . البيان ، واحد هفتم ، باب اوّل ؛ واحد سوم ، باب پانزدهم ؛ ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 829 .
( 2 ) . براى مثال ، آنان وضو با گلاب را جايز مىدانند و همهء نجاسات ، نزد آنان پاك است . اذان نزد آنان ، پنج بار در شبانه روز و با اذكارى خاص گفته مىشود . نماز نزد بابيان ، تنها دو ركعت دارد كه به هنگام صبح با اذكار و صورتى خاص ، ادا مىشود و جماعت را جز در نماز ميّت ، جايز نمىدانند . روزه از نظر بابيان ، خوددارى از چيزهايى است كه مورد پسند باب نيست و فقط در فاصلهء يازده تا 43 سالگى تكليف مىشود . در مورد زكات ، بر هر بابى لازم است كه سر هر سال ، اموال خود را به مجلس اعلاى بابيان بپردازد . حج نزد آنان ، زيارت خانهاى است كه باب در آن متولّد شده است ( رك : البيان ، واحد هفتم ، باب 19 و . . . ؛ خاتميت ، ص 64 - 73 ) .
( 3 ) . بهائيت در ايران ، ص 130 .