و بر همهء عالميان ، غلبه فرمايد و همهء دينها و آيينها را يكى كند و هيچ كس ، سر از چنبر حكم او بيرون نتوان كرد . هزار سال غيبت نفرموده كه [ چون آشكار شود ، مغلوب باشد ؛ حال آن كه تو را گاهى حسينخان نظام الدوله با چوب ادب كند و گاهى در محبس چهريق ، در تَعَب باشى . . . » . « 1 »
در مناظرهء ديگرى كه باب در تبريز با علما داشته است ، وقتى حاجى ملّا محمود ، خطاب به باب مىگويد : « شنيده مىشود كه تو مىگويى من ، نايب امام هستم و باب هستم و بعضى كلمات گفتهاى كه دليل بر امام بودن ، بلكه پيغمبرى توست » ، باب مىگويد : « بلى ، حبيب من ! نايب امام هستم ، باب هستم و آنچه گفتهام و شنيده ايد ، راست است . اطاعت من بر شما واجب است ، به دليل : " ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا " « 2 »
» . آن گاه مىافزايد : « ليكن اين كلمات را من نگفتهام . آن كه گفته است ، گفته است » .
مىپرسند : « گوينده كيست ؟ » .
جواب مىدهد : « آن كه به كوه طور ، تجلّى كرد .
روا باشد « أنا الحق » از درختى * چرا نَبْود روا از نيك بختى ؟
منى در ميان نيست . اينها را خدا گفته است . بنده به منزلهء شجرهء طور هستم . آن وقت ، در او [ صوت ] خلق مىشد ، الآن در من خلق مىشود . به خدا قسم ، كسى كه از صدر اسلام تاكنون ، انتظار او را مىكشيديد ، منم . آن كه چهل هزار [ نفر ] از علما منكر او خواهند شد ، منم » .
پرسيدند : « اين حديث در كدام كتاب است كه چهل هزار [ نفر ] از علما منكر خواهند شد ؟ » .
باب مىگويد : « اگر چهل هزار نباشد ، چهار هزار كه هست ! » .
هامش
( 1 ) . رك : ناسخ التواريخ ، قاجاريه ، ج 2 ، ص 828 ، 833 و 909 - 913 . نيز ، رك : لغتنامهء دهخدا ، ذيل : « باب » .
( 2 ) . بقره ، آيهء 58 .