تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
مىپردازند ، « 1 » چنان كه شيخ احمد احسايى نيز به بهره مندى خود از آبشخور علمى اهل بيت عليهم السلام از طريق رؤيا تصريح مىكند . « 2 » به عقيدهء برخى از محقّقان ، شيخ احمد با نهضت علمى خود ، نه تنها خدمتى به علم و اسلام نكرد ، بلكه ضربتى سخت بر قرآن و حديث وارد نمود و در تفسير و توجيه آيات و روايات و تحريف مقاصد كتاب و سنّت ، باب گستاخى و خود رأيى را به روى ديگران گشود . مراجعه به كتاب‌ها و رسالات شيخ ، اين مطالب را روشن مىكند و تعليمات شيخ و شاگردش سيّد كاظم رشتى ، زمينهء ادعاهاى باطل را پس از آنها فراهم ساخت .

5 و 6 . بابيگرى و بهاييگرى « 3 »

وقتى شيخ احمد احسايى ، كه شيخيه او را « شيخ جليل » مىگفتند ، در سال 1241 ق ، درگذشت ، شاگرد ممتاز وى ، سيّد كاظم رشتى ، كه « سيّد نبيل » خوانده مىشد ، به عنوان جانشين شيخ از سوى پيروان وى ، مورد پذيرش واقع گرديد . او كه در جوانى با رفتن به يزد به شيخ احمد احسايى پيوست و با او رهسپار كربلا شد ، تا پايان عمر در آن جا ماند و با جدّيت تمام ، به تقويت و بسط افكار شيخ احمد پرداخت و بيش از يكصد و پنجاه كتاب و رساله نوشت كه بيشتر آنها رمزگونه و نامفهوم است . مهمترين كتاب وى شرح القصيدة است كه در آن ، قصيده‌اى را كه پاشا عبد الباقى براى امام كاظم عليه السلام سروده است ، به روش شيخيه شرح مىكند . به گفتهء سيّد كاظم ، مدينة العلم ( شهر علم ) در آسمان قرار دارد و حديث « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » به
هامش
( 1 ) . رك : الميزان ، ذيل آيات 24 و 124 سورهء بقره و آيهء 73 سورهء انبياء . ( 2 ) . دائرة المعارف اسلامى ، ج 3 ، ص 662 ، ذيل « احسايى » . ( 3 ) . رك : خاتميت و پاسخ به ساخته‌هاى بهائيت ، على امير پور ، تهران : سازمان مطبوعاتى جهان ، 1343 ش ، دوم .