تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
در بوشهر به شيراز بازگشت ، تجارت را رها كرد و به كربلا رفت و در آن‌جا در درس سيّد كاظم رشتى حاضر شد و مورد توجّه سيّد كاظم قرار گرفت . پس از فوت سيّد كاظم رشتى ، در 25 سالگى تحوّلى در فكر او ايجاد شد . نخست ، ادّعاى بابيت كرد و خود را باب امام زمان معرّفى كرد و گفت : من از طرف امام غايب ، به اظهار كتاب بيان به جاى قرآن مأمورم . در مدّتى اندك ، هجده تن به او گرويدند كه عموم آنان از شيخيه بودند . به تعبير مؤلّف ناسخ التواريخ ، « بعض از مردم كه بلاهتى داشتند ، به ارادت او سر نهادند و گروهى را كه كياستى بود ، به اميد رياست به دو پيوستند » . برخى بر آن اند كه سواد سيّد على محمّد باب در علوم حوزوى ، مانند صرف و نحو ، منطق و فقه و اصول ، از يك طلبهء متوسّط ، كمتر بود . برخى نيز در ردّ اين نظر مىگويند : كسى كه سواد او از متوسّط كمتر است ، نمىتواند در علوم دينى ، روش تحقيق داشته باشد . امّا بايد گفت كه نگاهى اجمالى به كتاب بيان وى كه به عربى نگاشته شده ، پايين بودن سطح سواد يا به عبارت بهتر ، بى سوادى او را به خوبى نمايان مىسازد . در كتاب بيان وى ، ده‌ها ، بلكه صدها مورد غلط دستورى را مىتوان يافت . براى مثال ، وى در موارد بسيار ، تفاوت تركيب وصفى و اضافى را ناديده گرفته است . « 1 » امام خمينى رحمه الله ، در كتاب كشف اسرار ، در وصف باب و بهاء مىگويد : آنها مردمى بودند كه از اشخاص عادى هم كمتر بودند . . . . « 2 »
هامش
( 1 ) . در اين عبارات از بيان دقت كنيد : « ليدخلنّ كلّ شىء فى جنة الأعلى ، ذلك واحد الأول من الواحد المعدد » ( بيان ، واحد 1 ) . « فلتقرئن آية الأولى إن أنتم تقدرون » ( همان ، واحد 2 ، باب 3 ) . « إلى حين ما يشرق العلا ، . . . و الا أنتم فانيون » ( همان ، واحد 2 ، باب 6 ) . ( 2 ) . كشف اسرار ، ص 56 .