انصارى و آخوند خراسانى ، از شخصيتهاى فقهى و اصولى كم نظير در تاريخ تشيّع اند كه هر يك در رشد موقعيت سياسى و اجتماعى شيعه و تحرّك اعتقادى نيروى مذهبى سهيم بودند و سبب شدند كه جايگاه علمى تشيّع در دوران قاجار ، از جهت كمّيت و كيفيت ( حضور قدرت مذهب در تحوّلات اجتماعى ) ، در نقطهاى برتر نسبت به گذشتهء تاريخى خود قرار گيرد . « 1 »
4 . شيخيگرى
يكى ديگر از جريانهاى فكرى و فرهنگىاى كه حدوداً در اواسط قرن سيزدهم ظهور كرد ، شيخيه يا كشفيه است . شيخيه به پيروان شيخ احمد احسايى ( م 1241 ق ) اطلاق مىشود . وجه نامگذارى كشفيه نيز ، كشف و الهامى است كه او و پيروانش براى او ادّعا مىكنند . « 2 »
شيخ احمد احسايى ، در رجب سال 1166 ، در احساء به دنيا آمد . اجداد او از اهل سنّت و جماعت بودهاند . وى ، دوران كودكى ممتازى براى خود بازگو مىكند ، چنان كه در پنج سالگى از خواندن قرآن ، فارغ مىشود ، همواره در حال تفكّر و مشغول ذكر است ، در بازى با كودكان ، تنها جسمش شركت دارد ، در تنهايى به نظر عبادت به جهان مىنگرد و به ياد گذشتگان عالم ، مىگِريد . « 3 »
شيخ ، در بيست سالگى مقدّمات عربى را آموخت . سپس به كربلا و نجف مهاجرت كرد و در درس سيّد بحر العلوم و وحيد بهبهانى و ديگر عالمان بزرگ ، شركت جست . پس از ترك عراق به علّت شيوع طاعون و اقامت چهار ساله در بحرين ، در سال 1212 ق ، دوباره به كربلا بازگشت و پس از ملاقات با رئيس
هامش
( 1 ) . حديث پيمانه ، ص 95 و 101 .
( 2 ) . أعيان الشيعة ، ج 2 ، ص 589 - 593 .
( 3 ) . لغتنامهء دهخدا ، ذيل « احمد احسايى » ؛ شيخيگرى ، بابيگرى ، ص 6 - 8 .