تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
دوازده وجه در اين باره بيان كرده است . « 1 » آية اللَّه خويى رحمه الله در مقدّمهء معجم رجال الحديث ، هر دو ادّعاى صحيح و قطعى الصدور دانستن تمام روايات كتب اربعه را با دلايل متعدّد ، رد كرده است . از جمله دلايل وى در ردّ ادعاى صحّت تمام احاديث الكافى ، موارد زير است : 1 . شيخ كلينى ، احاديث فراوانى را از غير معصومان و از افرادى همچون : هشام بن حكم ، ابو ايوب نحوى ، اسيد بن صفوان ، اسحاق بن عمار و . . . نقل مىكند . 2 . روايات مُرسل يا احاديثى كه در اسناد آنها راويان مجهول و دروغگو مانند ابو البخترى وجود دارد ، در الكافى يافت مىشود . 3 . روايات شاذ كه دست كم به هيچ روى نمىتوان به صدور آنها از معصوم عليه السلام اطمينان پيدا كرد ، در الكافى وجود دارد . 4 . كسانى چون شيخ صدوق ، به صحّت تك تكِ روايات الكافى باور ندارند . « 2 » وى در ردّ قطعى الصدور بودن تمام احاديث كتب اربعه نيز دلايلى دارد كه موارد زير ، از آن جمله است : 1 . اصحاب امامان ، گرچه در پاسدارى احاديث از نابودى ، بيشترين تلاش را از خود نشان داده‌اند ، امّا در دوران تقيّه مىزيستند و نتوانستند آشكارا احاديث را منتشر نمايند . 2 . اگر به فرض ، اهتمام شاگردان ائمه عليهم السلام در حفظ و حراست روايات ، موجب علم شود ، در نهايت ، موجب علم به صدور اصول روايى از صاحبان آنهاست . 3 . اگر به فرض ، صاحب اصل يا كتابى دروغ نبسته باشد و دچار خطا نشود ، احتمال دارد راوى از او در روايتش ، خلاف بگويد يا دچار اشتباه شود . « 3 »
هامش
( 1 ) . الفوائد المدنية ، ص 181 . ( 2 ) . معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 23 - 36 و 78 - 97 . ( 3 ) . همان ، ص 22 - 36 .
تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 37 | حسين صفره