1 . عرضهء محتواى حديث بر قرآن و سنّت قطعى ؛
چنان كه پيامبر اكرم ، ضمن ايراد خطبهاى در مِنا فرموده است :
أيُّها الناسُ مَا جَاءَكم عَنِّى يُوافِقُ كتابَ اللَّه فَأنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَكُمْ يُخالِفُ كتابَ اللَّهِ فَلَمْ أقُلْهُ .
اى مردم ! آنچه [ به نقل ] از من به شما مىرسد كه موافق كتاب خداست ، من آن را گفتهام و آنچه به شما مىرسد كه مخالف كتاب خداست ، من آن را نگفتهام .
2 . تحقيق دربارهء شأن صدور حديث و آنچه در فهم معناى آن دخالت دارد ؛
3 . توجّه به اين كه الفاظ حديث از معصوم عليهم السلام است يا نقل به معنا صورت گرفته است ؛
4 . توجّه به اين كه آيا حديث ، حمل بر ظاهر مىشود يا مراد ، چيز ديگرى است ( حديث محكم است يا متشابه ) « 1 »
؛ 5 . شناخت عام و خاص ، و مطلق ومقيّد احاديث ؛ « 2 »
6 . شناخت ناسخ و منسوخ احاديث ؛
7 . آگاهى از اين كه آيا حديث ، حمل بر تقيّه مىشود يا نه . « 3 »
از اين رو ، در راستاى فهم احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام ، شرح و
هامش
( 1 ) . محكم ، حديثى است كه در دلالت بر الفاظ خود ، احتمال ديگرى را نمىپذيرد . نيز گفتهاند : محكم ، آن است كه دلالتش روشن است . در صورت اوّل ، نص و در حالت دوم ، نص و ظاهر را در برمىگيرد .
متشابه ، بر خلاف محكم ، احتمال معانى ديگر در آن هست و شامل ظاهر ، مؤوّل و مُجمل است .
( 2 ) . عام ، حكمى است كه شامل همهء افراد خود مىشود ، گرچه در موردى خاص وارد شده باشد . خاص ، در اصطلاح محدّثان ، حكمى است كه از پيامبر صلى الله عليه و آله يا ديگر معصومان عليهم السلام دربارهء يك گروه مشخّص يا يك فرد معيّن ، وارد شده است و آنان را به سبب داشتن صفت ، عمل و يا عقيدهاى كه مورد رضاى شارع نيست ، نكوهش كرده است ، و اين نكوهش به ذات آنان يا قوم و قبيلهشان ارتباط ندارد ، و اين با اصطلاح اصوليان ، تفاوت دارد . ( تلخيص المقباس ، ص 254 ) .
( 3 ) . ر ك : تلخيص مقباس الهداية ، على اكبر غفارى ، ص 247 - 265 .