نياز براى قبول و ردّ حديث ، مورد بحث قرار مىگيرد . « 1 »
علمى است كه در آن ، از سند و متن حديث ، چگونگى دريافت و آداب نقل آن ، بحث مىشود . « 2 »
علمى است كه در آن ، از احوال و عوارض مربوط به سند حديث ، بحث مىشود . « 3 »
نيز دربارهء وجه اشتراك علم درايه و رجال ، آمده است :
وجه اشتراك علم درايه و رجال ، در بحث از يك موضوعِ واحد است و آن ، عبارت است از سند حديث ؛ ولى جهت بحث ، مختلف است . در علم درايه ، از احوال خودِ سند ، بحث مىشود و در علم رجال ، از احوال اجزاى سند و اعضاى آن كه سند از آن تشكيل شده است . در مقابل اين دو ، علم ديگرى است كه « فقه الحديث » نام دارد و در موضوع ، با اين دو مخالف است ؛ چه ، موضوع فقه الحديث ، تنها متن حديث است . « 4 »
برخى اظهار كردهاند وقتى به مباحث مطرح شده در كتابهاى درايه توجّه شود ، اين نكته به دست مىآيد كه عمدهء مباحث آن ، بر محور سند و عوارض آن مىچرخد و بحث از متن حديث ، به صورت يك پديدهء علمى كه جزء واقعيت اين علم به حساب آيد ، تقريباً وجود ندارد و تنها گاه به صورت گذرا به پارهاى مسائل مربوط به متن ( مثل تحريف و تصحيف و . . . ) اشاره دارد . « 5 »
بر اساس اين ديدگاه ، تعريف سوم با واقعيت مباحث علم درايه ، مطابقت بيشترى دارد . از سوى ديگر ، ملاحظه مىشود كه شمار قابل توجّهى از اصطلاحات علم درايه يا مصطلح الحديث ( مانند : مُدرَج ، مطروح ، مزيد ، ناسخ و منسوخ ،
هامش
( 1 ) . الرعاية فى علم الدراية ، ص 49 .
( 2 ) . وجيزه شيخ بهايى ، شرح و ترجمه ، سيّد مهدى مرعشى ، ص 10 .
( 3 ) . الذريعة ، ج 8 ، ص 54 .
( 4 ) . همان جا .
( 5 ) . أصول الحديث ، ص 12 .