تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
نفس خود است كه يكى از شاخه‌هاى حكمت عملى است . « 1 » ابو حامد غزالى مىگويد : خُلق ، عبارت است از حالتى استوار در نفس كه به سبب آن ، به راحتى و بدون احتياج به فكر و تأمّل ، فعل‌ها و رفتارها از انسان سر مىزند . اگر در آن حالت ، افعال زيبا و پسنديدهء عقلى و شرعى سر زند ، « خُلق حَسَن » ( يا خوى نيكو ) ، و اگر افعال زشت سر زند ، « خُلق سيّئ » ( يا خوى بد و ناپسند ) ناميده مىشود . « 2 » علّامهء طباطبايى معتقد است كه ملكات فاضله ( خُلق حَسَن ) و تهذيب نفس ، تنها با تمرين و تكرار اعمال شايستهء متناسب با صفات اخلاقى به دست مىآيد ؛ زيرا بر اثر تكرار عمل در هر مورد ، علمى خاص در روح انسان نقش مىبندد و بر اثر تراكم به جايى مىرسد كه اثر آن ، غير قابل زوال مىشود يا دستِ كم به آسانى زايل نخواهد شد . اين مقصود ، به يكى از دو راه زير حاصل مىشود : 1 . توجّه كردن به آثار دنيوى فضايل اخلاقى ، مانند : عفّت ، قناعت ، علم ، شجاعت ، عدالت ، صبر و . . . ، و نيز توجّه به پيامدهاى منفى رذايل اخلاقى كه در برابر صفات ياد شده قرار دارد . 2 . توجّه به فوايد اخروى اين صفات پسنديده ، مانند : هدايت ، بهشت ، پاداش بىحساب و رضوان الهى . « 3 »

رابطهء آداب و اخلاق

در برخى از روايات به رابطهء تنگاتنگ اخلاق و آداب ، تصريح شده و رعايت آداب اسلامى و داشتن حُسن ادب ، وسيلهء تزكيهء اخلاق ، معرّفى گرديده است ، چنان كه امام على عليه السلام مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . فرهنگ معين ، ذيل « اخلاق » . ( 2 ) . المحجة البيضاء ، ج 5 ، ص 95 ؛ ميزان الحكمة ، ج 4 ، ص 1524 . ( 3 ) . رك : الميزان ، ج 1 ، ص 359 - 389 .