و قرآن را بر تو فرو فرستاديم تا آنچه براى مردم نازل شده ، تبيين نمايى » .
پس از پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام از پيشتازان تفسير قرآن بود .
در حوزهء حديث ، به دليل حضور پيامبر خدا و ديگر معصومان عليهم السلام ، نيازى به شرح احاديث ايشان نبود و اگر هم در مواردى كلام معصومان عليهم السلام نياز به توضيح داشت ، خود ايشان تبيين مىنمودند . به همين دليل ، مىتوان ادّعا كرد كه شرح احاديث به صورت امروزىِ آن ، حدّاقل تا پيش از دوران تدوين كتب اربعهء حديثى شيعه ، مرسوم نبوده است .
در بررسى شروح موجود بر متون حديثى مىتوان سه گونهء متمايز شرح نويسى يافت :
اوّل ، آن كه فقها و مجتهدان در خلال مباحث فقهى خود و در لابهلاى كتابهاى فقهى ، بعضى روايات مورد استناد را شرح كرده يا بر آن حاشيه نوشتهاند ؛
دوم ، شرح جوامع و كتابهاى مهم حديثى به صورت مستقل ، بخصوص شرح كتب اربعه ؛
سوم ، شرح بركتب ادعيه ، چون صحيفهء سجّاديّه و يا كتابهاى خاص ، همانند نهج البلاغه . « 1 »
در سدههاى اخير ، بخصوص از سدهء يازدهم قمرى ، نگارش شرح متون حديثى توسعهء بيشترى يافت و كتابهايى چون مرآة العقول علّامهء مجلسى و سپس نور البراهين ( شرح التوحيد صدوق ) و لوامع الأنوار ( شرح الاعتقادات صدوق ) هر دو از سيّد
هامش
( 1 ) . تا آن جا كه مىدانيم ، تدريس نهج البلاغه و شرح آن ، در حوزههاى علمى شيعه ، حدود يك قرن ، سابقه دارد و نخستين مدرّس نهج البلاغه ، آية اللَّه شهيد سيّد حسن مدرّس بود كه نخست در اصفهان و سپس در مدرسهء خان مروى تهران - كه خود ، توليت آن را بر عهده داشت - ، اين كتاب را به عنوان متن درسى طلاب ، در برنامهء درسى آنان قرار داد و خود نيز آن را تدريس نمود . از جملهء شاگردان وى در اين درس ، مىتوان به حضرات آيات : ميرزا على آقا شيرازى ، ميرزا ابو الحسن شَعرانى و سيّد علينقى فيض الاسلام ، اشاره كرد . براى اطلاع بيشتر ، ر . ك : مدرّس ( ياد نامه ) ، ص 123 ( به قلم ابو الفضل شكورى ) .