فقه الحديث
فهم محتوا و تفسير متون حديثى ، از مهمترين اركان بهرهگيرى درست از نصّ احاديث است و آنچه بر اهمّيت آن مىافزايد ، طرح مباحث جديدى در تفسير متون دينى در ميان متكلّمان و فيلسوفان دينى است .
آگاهى بر اين مباحث جديد و نيز قواعد عام فهم حديث ، تعارض اخبار ، غريب الحديث ، زمان صدور حديث ، تقيّه ، نقل به معنا و نسخ حديث ، از لوازم اصلى فهم و تفسير متون حديثى است .
در دو سه قرن گذشته ، آثار قابل توجّهى در زمينهء شرح كتب حديثى و نيز علوم حديث ( چون درايه به معناى عام آن ) ، پديد آمده و بسيار راهگشا بوده است ؛ امّا با توجّه به موارد ذكر شده ، نياز به پژوهشهاى جديد و مكمّل ، اجتنابناپذير مىنمود .
در سالهاى اخير هم آثار قابل توجّهى در زمينهء شرح متون روايى ، غريب الحديث و قواعد فقه الحديث پديد آمده كه به هر بخش ، جداگانه خواهيم پرداخت .
يك . شرح نويسى
شرح ، در لغت به معناى پاره پاره كردن گوشت ، شكافتن و توضيح مسئله ، و فهماندن سخن « 1 » است . سابقهء تاريخى شرح نويسى ، به دوران افلاطون باز مىگردد ، زمانى كه نظريات و گفتههاى استاد خود سقراط را شرح نمود . اسكندرِ افروديسى نيز بسيارى از كتابهاى قديم از جمله بعضى از مقالات كتاب الجدل ارسطو را شرح كرده است . « 2 »
اوّلين شارحان در تاريخ اسلام ، مفسّرانِ قرآن بودند و اوّلين مفسّر ، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، چنانكه در قرآن كريم آمده است :
« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ .
« 3 »
هامش
( 1 ) . المنجد ، مادّه : « شرح » .
( 2 ) . لغتنامهء دهخدا ، ذيل : « اسكندر » .
( 3 ) . نحل ، آيهء 44 .