مؤلّف تا زمان حيات خود ، موفّق به شرح 218 خطبه از نهج البلاغه گرديد كه اين مقدار در سال 1351 در چهارده جلد به چاپ رسيد . علّامهء حسنزادهء آملى ، شش جلد و آقاى محمّد باقر كمرهاى ، يك جلد بر آن افزودهاند كه مجموعاً يك دورهء 21 جلدى فراهم و چاپ شده است . « 1 »
2 . بهج الصباغة فى شرح نهج البلاغة
تأليف علّامه محمّد تقى شوشترى ( تُستَرى ) . « 2 »
كتاب بهج الصباغة ، بر خلاف ديگر شروح نهج البلاغه كه به ترتيب لفظى ، خطبهها و نامهها تدوين شده است ، براساس ترتيب معانى و موضوعات موجود در نهج البلاغه نوشته شده است . مثلًا مطالب مرتبط با توحيد ، در كنار هم و سپس ، مباحث نبوّت و امامت و . . . به صورت موضوعى بيان شده است . مؤلّف ، در ضمنِ اثر خود ، به نقد شروح ديگر نهج البلاغه نيز پرداخته است ، از جمله نقد شرح ابن ابى الحديد به دليل عدم تناسب در حجم مطالب ، كه معتقد است بعضاً به تفصيل بىمورد در شرح و داستانسرايى پرداخته و در مواردى هم از كنار قسمتى از نهج البلاغه ، بدون هيچ توضيحى گذشته است .
از سوى ديگر ، علّامه شوشترى بر شرح ابن ميثم ، به دليل تأويلهاى فلسفى و غير صحيح ، و بر شرح حبيب اللَّه خويى ، به دليل بهرهگيرى بسيار از احاديث ضعيف ، خُرده گرفته است .
روش علامهء شوشترى در شرح ، چنين بوده كه ابتدا قسمتهايى از خطبههاى مختلف را در يك موضوع خاص ، بيان كرده و سپس به توضيح لغت و تفسير موارد مشكل از لغات مىپردازد و در ادامه ، با استفاده از آيات و روايات صحيح به شرح
هامش
( 1 ) . اين مجموعه ، چاپهاى متعدّدى دارد ، از جمله چاپ مكتبة الإسلاميهء تهران ، و چاپ جديد بيروت : دار إحياء التراث العربى ، 1424 ق ، در 22 جلد .
( 2 ) . زندگىنامهء علّامهء شوشترى در فصل سوم ( بخش رجال ) گذشت .