تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
لحاظ استقلاليّت در اسم نيز داخل در موضوع له آن نبوده و موجب جزئيّت معناى آن نمىشود . بنابراين ، لحاظ آلى همچون لحاظ استقلالى از خصوصيّات استعمال بوده و از خصوصيّات مستعمل فيه نيست تا موجب جزئى شدن معناى موضوع له آنها شود . « 1 » در صيغهء امر و يا خبرى كه جزاء براى شرط واقع مىشوند نيز خصوصيّات ناشى از استعمال ، موجب جزئى شدن موضوع له صيغهء امر و يا مخبر به نمىشود . در نتيجه آنچه كه معلّق بر شرط مىباشد عبارت از طبيعت و كلّى وجوب است كه يا به‌صورت انشاء « 2 » و يا به صورت مخبر به بودن « 3 » مىباشد و نه شخص وجوب .
هامش
در مقام استعمال ، لحاظ آليّت براى غير بودن در آن شده و گفته مىشود : « سرت من البصرة الى الكوفة » ولى لحاظ آليّت ، موجب جزئى شدن موضوع له نمىشود . بلكه موضوع له حرف « من » كلّى ابتداء مىباشد . ( 1 ) - مثل كلمهء « الابتداء » وضع براى معناى كلّى ابتداء شده است و لحاظ استقلاليّت در آن به هنگام استعمال ، موجب جزئيّت معناى آن نمىشود . يعنى اينكه بايد كلمهء « الابتداء » را به هنگام استعمال به نحو مستقلّ و نه آلت براى غير بودن استعمال كرد و گفت : « الابتداء خير من الانتهاء » و آن را مثلا مبتدا قرار داد ، موجب جزئيّت معناى « الابتداء » نمىشود . چرا كه لحاظ استقلاليّت همچون لحاظ آليّت بوده كه موجب جزئيّت معنا و مستعمل فيه نمىشود . بحث از وضع و موضوع له حروف و اسماء ملحق به آنها در مبحث وضع مفصّلا گذشت . ( 2 ) - مثل « إن جاءك زيد فاكرمه » كه منشأ به يعنى انشاء شده با صيغهء امر عبارت از كلّى وجوب بوده كه معلّق بر شرط مىباشد . ( 3 ) - مثل « إن جاءك زيد فيجب اكرامه » كه مخبر به به واسطهء خبر عبارت از كلّى وجوب بوده كه معلّق بر شرط مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 85 | حسن سيد اشرفى