فى اثباته او منعه : ضمير در « اثباته » و « منعه » به التزام برمىگردد .
ثالثها قوله الخ : ضمير در « ثالثها » به وجوه برگشته و اين كلمه ، مبتدا و خبرش « قوله » مىباشد .
و فيه ما لا يخفى : جار و مجرور « فيه » خبر مقدّم و ضمير در آن به « ثالثها » برگشته و ضمير در « لا يخفى » به ماء موصوله كه با ما بعدش ، مبتداى مؤخّر و به معناى اشكال بوده برمىگردد .
فيما لا مفهوم له : ضمير در « له » به ماء موصوله برمىگردد .
لا يكاد ينكر : ضمير نايب فاعلى در « ينكر » به استعمال برمىگردد .
و غيرها : ضمير در « غيرها » به آيه برمىگردد .
و انما القائل به : ضمير در « به » به مفهوم برمىگردد .
يدّعى ظهورها فيما له الخ : ضمير در « يدّعى » به « القائل به » و در « ظهورها » به جملهء شرطيّه و ضمير در « له » به ماء موصوله برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
28 - دليل اوّل منكرين مفهوم داشتن قضاياى شرطيّه چيست ؟ « 1 »
( احدها ما عزى . . .
كثيرة شرعا و عقلا ) ج : مىفرمايد : اولين دليل منكرين ، عبارت از استدلالى است كه به سيّد مرتضى نسبت
هامش
( 1 ) - منكرين مفهوم داشتن جمله شرطيّه ، مىگويند : جمله شرطيّه فقط دلالت بر ثبوت عند الثّبوت يعنى ثبوت جزاء عند ثبوت شرط كرده و اينگونه نيست كه دلالت بر انتفاء عند الانتفاء كند . زيرا دلالت بر انتفاء عند الانتفاء يعنى مفهوم براى جملهء شرطيّه ، وقتى است كه شرط در جملات شرطيّه ، شرط انحصارى باشد و حال آنكه چنين نيست . براى نفى دلالت جملهء شرطيّه بر ملازمهء علّى انحصارى ، ادلّهاى را ذكر كردهاند .