شخصى به دليل آشنا نبودنش با وضع آن لغت ، يا محفوف بودن ظهور كلام با قرينهاى كه بر خلاف آن ظاهر بوده ، مجمل باشد و همين كلام در نزد ديگرى ، مبيّن باشد . زيرا شناخت به وضع لغت دارد و كلام در نظر او محفوف به قرينهء بر خلاف ظاهر نمىباشد . « 1 » بنابراين ، وقتى ، مجمل و مبيّن از امور نسبى و اضافى بوده ، ضرورتى نداشته و مهمّ نيست كه به بررسى موارد اختلافى و اشكال و جوابهاى آن پرداخت .
* * * به پايان رسيد جلد سوّم از كتاب « نهاية الوصول » شرح فارسى كفاية الاصول به روش پرسش و پاسخ ، همراه با اعرابگذارى متن ، ترجمه تحت اللّفظى ، نكات دستورى و توضيح واژگان و نقد و تحقيق اقوال در خردادماه يك هزار و سيصد و هشتاد و پنج به دست بنده ناتوان و نيازمند رحمت و مغفرت الهى ، سيّد حسن سيّد اشرفى و توفيق اتمام ساير مجلّدات را از خداوند منّان مسئلت مىكنم به حق محمّد و آل طاهرينش صلوات اللّه عليهم اجمعين ، و الحمد للّه ربّ العالمين .
هامش
( 1 ) - مثل « وقوع امر بعد از حظر يا توهّم حظر ، عود ضمير به بعض افراد عامّ و امثال اينها كه در نزد بعضى قرينه بر خلاف ظاهر لفظ مىباشد و در نظر بعضى قرينه بر خلاف ظاهر نمىباشد .