( عموم ) . و اينچنين ( قابل صدق بر افراد نبوده ) است مفهوم لا به شرط قسمى ، پس همانا آن ( مفهوم لا به شرط قسمى ) كلّى عقلى است كه جايگاهى نيست براى آن ( كلّى عقلى ) مگر ذهن كه ممكن نيست صدق آن ( كلّى عقلى ) و انطباق آن ( كلّى عقلى ) بر آنها ( افراد ) ، به دليل بديهى بودن اينكه همانا مناط ، آن ( صدق بر افراد ) اتّحاد داشتن به لحاظ وجود است خارجا ، پس چگونه ممكن است اينكه متّحد باشد با آنها ( افراد ) آنچه ( كلّى عقلى ) كه وجودى نيست براى آن ( كلّى عقلى ) مگر ذهن ؟
و از جمله آنها ( الفاظ ) علم جنس است همچون اسامه ، و مشهور بين اهل عربيّت ( ادباى عرب ) آن است كه همانا آن ( علم جنس ) وضعشدهء براى طبيعت است نه به لحاظ هى هى ( طبيعت مهمله بودن ) ، بلكه به لحاظ آنكه آن ( طبيعت ) متعيّن است به تعيّن ذهنى . و براى همين ( تعيّن ذهنى داشتن ) معامله مىشود با آن ( علم جنس ) معاملهء معرفهء بدون ادوات تعريف .
ولى تحقيق ، آن است كه همانا آن ( علم جنس ) وضعشدهء براى صرف معنا است بدون لحاظ چيزى با آن ( صرف معنا ) اصلا همچون اسم جنس . و تعريف در آن ( علم جنس ) لفظى است ، چنان كه اين ( لفظى بودن تعريف ) حال در تأنيث لفظى است ، و گرنه هرآينه صحيح نبود حمل آن ( علم جنس ) بر افراد بدون تصرف و تأويل ، به دليل آنكه همانا آن ( علم جنس ) بنا بر مشهور ، كلّى عقلى است و هرآينه دانستى همانا آن ( كلّى عقلى ) ممكن نيست صدق آن ( كلّى عقلى ) بر آنها ( افراد و مصاديق ) با وجود صحّت حمل آن ( علم جنس ) بر آنها ( افراد و مصاديق ) بدون اين ( تصرّف و تأويل ) ، چنان كه مخفى نمىباشد ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا تصرّف كردن در محمول به واسطهء اراده كردن خود معنا بدون قيد آن ( محمول ) نادرست است كه ممكن نيست باشد بناى قضاياى متعارف برآن ( تصرّف ) ، علاوه بر آنكه همانا وضع آن ( علم جنس ) براى خصوص
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 484
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٤٨٤