تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
( مراد ) وجهى ، مگر آنكه همانا اين ( مراد ) از آن چيزى است كه ممكن نيست توهّم شود همانا اين ( مراد ) مفيد خواهد بود ( مراد ) در آنچه ( تداخل ) را كه همّت گمارده ( فخر ) و اراده كرده است ( فخر ) . سپس همانا نيست وجهى براى تفصيل بين اختلاف داشتن شروط به اعتبار اجناس و عدم آن ( اختلاف داشتن شروط به اعتبار اجناس ) و اختيار كردن عدم تداخل را در اوّل ( مختلف بودن شروط به اعتبار اجناس ) و تداخل را در دوّم ( مختلف نبودن شروط به اعتبار اجناس ) مگر توهّم ؛ صحيح بودن تمسّك به عموم لفظ در دوّم . زيرا همانا آن ( لفظ در دوّم ) از اسماء اجناس است ، پس با متعدّد بودن افراد شرط واحد ، ايجاد نمىشود مگر سبب واحد به خلاف اوّل ، به دليل بودن هريك از اين ( افراد شرط ) سبب . پس نيست وجهى براى تداخل آنها ( افراد شرط ) ، و حال آنكه اين ( توهّم ) فاسد است . پس همانا اقتضاى اطلاق شرط در مثل « اذا بلت فتوضّأ » اين ( اقتضا ) حادث شدن وجوب به هنگام هربار است اگر بول كند ( مكلّف ) بارها ، و گرنه پس اجناس مختلفه ، نيست چاره‌اى از رجوع كردن آنها ( اجناس مختلفه ) به واحد در آنچه ( جملات شرطيّه‌اى ) كه قرار داده شده است ( اجناس مختلفه ) شروط و اسباب براى واحد ، به دليل آنچه كه گذشت اشاره به آن ، از اينكه همانا اشياى مختلفه از آن جهت كه آن ( اشياء ) مختلفند ، نمىباشند ( اشياء مختلفه ) اسباب براى واحد . اين ( عدم تداخل ) تمامش در آن چيزى ( جملات شرطيّه‌اى ) است كه وقتى باشد موضوع حكم در جزاء ، قابل براى تعدّد . و امّا آنچه ( جزائى ) كه نمىباشد ( جزاء ) قابل براى اين ( تعدّد ) پس نيست چاره‌اى از تداخل اسباب در اين ( جزاء غير قابل تكرار ) در آنچه ( جملات شرطيّه‌اى ) كه متأكّد نمىشود مسبّب ، و از تداخل در آن ( مسبّب ) در آنچه ( جملات شرطيّه‌اى ) كه متأكّد مىشود ( مسبّب ) .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 137 | حسن سيد اشرفى