تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ذاتى كه متّصف به مبدأ در آينده مىباشد يعنى قسم سوّم به نحو مجاز بوده و نه حقيقت . ولى در اينكه مشتقّ آيا حقيقت در ذاتى است كه متّصف به مبدأ در حال اطلاق بوده يا اعمّ از متّصف به مبدأ در حال اطلاق و ذاتى كه قبل از حال اطلاق ، متّصف به مبدأ بوده ولى در حال اطلاق ، متّصف نبوده اختلاف است . بعضى مىگويند ؛ « 1 » مشتقّ ، حقيقت براى ذات متّصف به مبدأ در حال اطلاق نسبت بوده و استعمالش در ذات متّصف به مبدأ قبل از اطلاق نسبت يعنى منقضى از مبدأ مجاز است و بعضى ديگر مىگويند ؛ « 2 » مشتقّ براى اعمّ وضع شده و اطلاق مشتقّ بر ذاتى كه قبل از اطلاق نيز متّصف به مبدأ بوده به نحو حقيقت مىباشد . « 3 »

316 - در علم اصول و علم اشتقاق به چه كلماتى مشتقّ گفته مىشود و چه نسبتى بين آن دو مىباشد ؟ ( احدها انّ المراد . . . اتّصافها بالمبدا )

ج : مىفرمايد : مشتقّ به دو صورت است : الف : در اصطلاح اهل ادب : عبارت از لفظى است كه از لفظ ديگر گرفته شده باشد مشروط به اينكه مشتمل بر حروف مأخوذ منه باشد چه به ترتيب و يا به غير ترتيب . بنابراين ، در نزد علماى ادب تمامى افعال ثلاثى مجرد و مزيد و حتّى مصادر ثلاثى مزيد و رباعى مزيد نيز مانند اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبّهه ، مشتقّ خواهند بود . ب : در اصطلاح اصوليّون : عبارت است از هر لفظى كه از لفظ ديگر گرفته شده باشد نبوده بلكه مقصود ، آن ذواتى هستند كه قابليّت حمل مصدر و حدث بر آنها باشد و وجود آنها با وجود حدث و مصدر به نحوى از انحاء اتّحاد ، متّحد باشد . مثل آنكه به زيد به اعتبار اينكه
هامش
( 1 ) - همچون اشاعره و گروهى از اماميّه مثل « قوانين الاصول 1 / 76 » و نائينى در « فوائد الاصول 1 / 12 » و محقّق عراقى در « نهاية الافكار 1 / 135 » . ( 2 ) - « مبادى الوصول الى علم الاصول / 67 » ، « زبدة الاصول / 33 » . ( 3 ) - اقوال ديگرى مبنى بر قول به تفصيل در « الفصول الغرويّة / 59 » ذكر شده است .