تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
قابليّت عمل « ضرب » يعنى زدن را دارد گفته شود : « ضارب » و يا به مكانى كه قابليّت عمل سجود برآن وجود دارد گفته شود : « مسجد » و يا به شخصى كه صلاحيّت حمل زوجيّت بر او باشد گفته شود : « زوج » . بنابراين ، ميان مشتقّ به اصطلاح علم اصول با اهل ادب ، عموم ، خصوص من وجه بوده كه به افعال و مصادر ثلاثى مزيد و رباعى مزيد در اصطلاح اهل ادب مشتقّ گفته مىشود ولى در نزد اصوليّون مشتقّ نمىباشند . چنان كه كلمهء زوج و زوجه در اصطلاح اصوليّون مشتقّ بوده ولى نزد اهل ادب مشتقّ نمىباشد ولى اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبّهه ، صيغهء مبالغه ، اسم آلت ، اسم زمان و اسم مكان در هر دو اصطلاح ، مشتقّ خواهند بود .

317 - اتّحاد ذات با مبدأ اشتقاق به چند نحو است ؟ ( و اتّحادها معه . . . و الامكنة و الآلات )

ج : مىفرمايد : الف : اتّحاد حلولى : مثل « زيد مريض » يا « زيد حسن » كه مريضى و زيبايى حلول در زيد داشته و وجود زيد با مريضى و زيبايى متّحد به نحو حلولى است . ب - اتّحاد انتزاعى : مثل « زيد مالك » يا « زيد زوج » كه وصف مالك و زوج از ارتباط و علاقهء بين زيد با ملكيّت و زوجيّت انتزاع مىشود . ج - اتّحاد صدورى : مثل « زيد ضارب » كه مبدأ يعنى « ضرب » از زيد صادر مىشود .

318 - چرا در علم اصول مراد از مشتقّ ، ذواتى است كه مشتقّ حمل بر آنها مىشود و اختصاص به بعضى از كلمات مشتقّ ندارد ؟ ( كما هو . . . بعض المحقّقين )

ج : مىفرمايد : اولا : ظاهر از عناوين بحث مشتق و مباحث آن در علم اصول هم همين معناست ثانيا : بعضى از محققين همچون ميرزا حبيب ا . . . رشتى نيز تصريح به اين معنا كرده‌اند .

319 - آيا ذكر موارد براى مشتق موجب اختصاص آن به موارد ذكر شده نخواهد شد ؟ ( مع عدم . . . هو واضح )

ج : مىفرمايد : ذكر مورد فقط مىتواند براى تمثيل باشد و موجب اختصاص مشتقّ به