كما هو ظاهر العنوانات و صريح بعض المحقّقين : ضمير « هو » به مقصود نبودن مطلق مشتقّات در اينجا بلكه مقصود كلماتى از مشتقّات بوده كه جارى بر ذات مىشود برگشته و مقصود از « عنوانات » عنوانات اهل فن و مقصود از « بعض المحقّقين » ميرزا حبيب ا . .
رشتى مىباشد .
مع عدم صلاحيّة ما يوجب اختصاص النّزاع بالبعض : ضمير در « يوجب » به ماء موصوله به معناى بعضى از مشتقّات ( اسم فاعل ، صفت مشبّهه و صيغهء مبالغه ) برگشته و مقصود از « بالبعض » نيز اسم فاعل ، صفت مشبّهه و صيغهء مبالغه بوده كه صاحب فصول محلّ نزاع را در اين سه مشتقّ قرار داده است .
الّا التّمثيل به : ضمير در « به » به « بالبعض » برمىگردد .
و هو غير صالح كما هو واضح : ضمير اوّلى « هو » به « تمثيل بالبعض » برگشته و منظور از « غير صالح » يعنى « غير صالح للاختصاص » بوده و ضمير دوّمى « هو » به غير صالح بودن براى اختصاص برمىگردد .
لما زعمه بعض الاجلّة من الاختصاص : منظور از « بعض الاجلّة » صاحب فصول بوده و منظور از « من الاختصاص » اختصاص محلّ نزاع مىباشد .
و يلحق بها : ضمير در « بها » به ماء موصوله در « ما بمعناه » به اعتبار معنايش كه صفات مشبّهه بوده برگشته و منظور از آن نيز مصادرى است كه تأويل به اسم فاعل مىرود مثل « زيد عدل » كه تأويل به « زيد عادل » مىرود .
و خروج ساير الصّفات : كلمهء « خروج » عطف به « الاختصاص » بوده و مقصود از « ساير الصّفات » اسم مفعول ، اسم زمان ، اسم مكان و اسم آلت و صيغهء مبالغه مىباشد .
و لعلّ منشأه : ضمير در « منشأه » به « ما زعمه بعض الاجلّة » يعنى اختصاص برمىگردد .
ما ذكره منها من المعنى : ضمير فاعلى در « ذكره » به « بعض الاجلّة » و ضمير مفعولىاش به ماء موصوله و ضمير در « منها » به ساير الصّفات برگشته و « من المعنى » بيان ماء موصوله مىباشد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٣٣٦