كما هو واضح : ضمير « هو » به فرق بين مفرد و تثنيه برمىگردد .
فضلا عن جوازه : ضمير در « جوازه » به استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد برمىگردد .
انّه لا دلالة لها : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و در « لها » به اخبار برمىگردد .
انّ ارادتها كانت الخ : ضمير در « ارادتها » به معانى و در « كانت » به « ارادتها » يعنى ارادهء معانى يا بطون برمىگردد .
فلعلّها كان بارادتها فى انفسها : ضمير در « لعلّها » به « ارادتها » و در « ارادتها » و « انفسها » به معانى يا بطون برمىگردد .
كما اذا استعمل فيها : ضمير نايب فاعلى در « استعمل » به لفظ و در « فيها » به معانى يا بطون برمىگردد .
لوازم معناه : ضمير در « معناه » به لفظ برمىگردد .
المستعمل فيه اللّفظ : ضمير در « فيه » به معنا برمىگردد .
عن ادراكها : ضمير در « ادراكها » به لوازم معنا برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
301 - توجيه قائلان به امكان عقلى استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد در تفصيل بين مفرد با تثنيه و جمع و اينكه در مفرد به نحو مجاز و در تثنيه و جمع به نحو حقيقت بوده چيست ؟ ( مستدلّا على . . . تكرار اللّفظ )
ج : مىفرمايد : مىگويند : استعمال لفظ واحد در استعمال واحد در اكثر از معناى واحد وقتى لفظ تثنيه و جمع باشد هم امكان عقلى داشته و هم به نحو حقيقت است . چرا كه وقتى استعمال با لفظ تثنيه و با جمع بوده و مثلا گفته شود : « جئنى به عين » و يا « جئنى بعيون » گويا لفظ « عين » تكرار شده و متكلّم در تثنيه چنين گفته است : « جئنى به عين ، جئنى به عين » و در جمع گفته است : « جئني به عين ، جئنى به عين ، جئنى به عين » . چطور در تكرار اگر از عين اوّلى معناى چشم ، از دوّمى چشمه و از سوّمى جاسوس را اراده مىكرد به نحو