معامله بوده مىكند . و در آنجا گفتيم ؛ اين قسم از نهى ، مورد نزاع ما نبوده و دلالتش بر فساد از باب منافات داشتن نهى مولوى كه كاشف از مبغوضيّت معامله بوده با صحّت معامله نمىباشد . « 1 »
خلاصه آنكه ؛ عمدهء كلام ، آن است كه بين مبغوضيّت معامله با صحّتش منافات وجود داشته باشد . حال آنكه دليلى بر اين منافات وجود ندارد تا ملازمه بين نهى يعنى بين مبغوضيّت و فساد معامله ثابت شود . چنان كه نهى از مسبّب نيز اگرچه موجب عدم قدرت مكلّف از معامله و سلطنتش بر مبيع بوده ولى دلالت نهى در اين مورد نيز گفته شد ؛ از باب كاشف بودنش از فقدان شرط در معامله بوده و نه از باب مبغوضيّت و ملازمه بين آن و صحّت معامله .
* * * به پايان رسيد جلد سوّم از كتاب « نهاية الايصال » شرح فارسى اصول الفقه به روش پرسش و پاسخ ، همراه با اعرابگذارى متن ، ترجمهء تحت اللّفظى ، نكات دستورى و توضيح واژگان و نقد و تحقيق اقوال در تاريخ بيست و نهم آذرماه يك هزار و سيصد و هشتاد و پنج به دست بندهء ناتوان و نيازمند رحمت و مغفرت الهى ، سيّد حسن سيّد اشرفى و توفيق اتمام ساير مجلّدات را از خداوند منّان خواستارم به حقّ محمّد و آل طاهرينش صلوات اللّه عليهم اجمعين .
هامش
( 1 ) - چنان كه توضيحش در پاورقىهاى قبلى و در نتيجهگيرى از بندهاى ذكر شده در پاورقى پرسش و پاسخ اوّل اين بخش گذشت .