غرض المولى يحصل بفعل البعض فلا بدّ ان يسقط وجوبه عن الباقى ، اذ لا يبقى ما يدعوا اليه . فهو اذن واجب على الجميع من اوّل الامر ، و لذا يمنعون جميعا من تركه و يسقط بفعل بعضهم لحصول الغرض منه .
ترجمه :
[ اصل در تقسيم واجب عينى و كفائى تعلّق غرض مولى است به شىء مطلوبش از ديگرى به دو نحو . . . ]
و اصل در اين تقسيم ( واجب عينى و كفائى ) آن است كه همانا مولى ، تعلّق مىگيرد غرض او ( مولى ) به شىء مطلوب برايش ( مولى ) از ديگرى به دو نحو :
1 - اينكه صادر شود ( شىء مطلوب ) از هريك از مردم در وقتى كه مىباشد مصلحت مطلوب ، حاصل مىشود ( مصلحت مطلوب ) از هريك مستقلا . پس نيست چارهاى اينكه متوجّه كند ( مولى ) خطاب را به هريك از آنان ( مردم ) بنا بر اينكه صادر شود ( شىء مطلوب ) از هريك مشخّصا ، همچون روزه و نماز و بيشتر تكاليف شرعيّه و اين ، آن واجب عينى است .
2 - اينكه صادر شود ( شىء مطلوب ) از يكى از مكلّفين نه مشخّصا ، وقتى كه مىباشد مصلحت در صدور عمل ، و هرچند يك بار از هر شخصى باشد ( شخص ) .
پس نيست چارهاى اينكه متوجّه كند ( مولى ) خطاب را به همهء مكلّفين ، به خاطر عدم خصوصيّت داشتن مكلّفى از مكلّف ديگر . و اكتفا مىشود به عمل بعضى از ايشان ( مكلّفين ) كه حاصل مىشود به واسطه آن ( عمل بعضى مكلفين ) غرض . پس واجب مىشود ( فعل ) بر همه با فرض كفائى بودن . و اين ، آن واجب كفائى است .
و هرآينه افتادهاند گذشتگان از اصوليّون در سرگردانى از امر وجوب كفائى و تطبيق آن ( وجوب كفائى ) بر قاعده در وجوبى كه قوام آن ( وجوب ) بلكه لازمه آن ( وجوب ) منع از ترك است . زيرا ديدهاند ( گذشتگان ) اينكه همانا وجوب آن ( عمل ) بر همه ،