چارهاى نيست اينكه بگويد به كراهت آن دو ( وضوء و غسل ) با آب در زمان منقضى شدن تلبّس همچنين . زيرا همانا آن ( آب سرد شده ) نزد او ( قائل به رأى دوّم ) صدق مىكند برآن ( آب سرد شده ) اينكه همانا آن ( آب سرد شده ) گرم شده است به نحو حقيقت بدون مجاز . و براى توضيح اين ( محلّ نزاع ) ذكر مىكنيم الآن چهار امر را كه آسان مىكند اين سختى را سپس ذكر مىكنيم قول مختار و دليل آن ( قول مختار ) را .
نكات دستورى و توضيح واژگان
الباب الاوّل المشتقّ : كلمهء « الباب » مبتدا و « الاوّل » صفت آن بوده و كلمهء « المشتقّ » خبر مىباشد .
فى انّه حقيقة : ضمير در « انّه » به مشتقّ برمىگردد .
فى خصوص ما تلبّس بالمبدا فى الحال : ضمير در « تلبّس » كه به معناى « اتّصف » مىباشد به ماء موصوله كه به معناى « ذات » بوده برگشته و مقصود از « مبدأ » مبدأ اشتقاق يعنى مصدر و مقصود از « الحال ) حال نطق مىباشد .
فيما انقضى عنه التّلبّس : ضمير در « عنه » به ماء موصوله كه به معناى ذات بوده برمىگردد .
او انّه حقيقة فى كليهما : ضمير در « انّه » به مشتقّ و در « كليهما » به متلبّس به مبدأ و منقضى از مبدأ برمىگردد .
بمعنى انّه موضوع للاعمّ منهما : ضمير در « انّه » به مشتقّ و در « منهما » به متلبّس به مبدأ و منقضى از مبدأ برمىگردد .
بعد اتّفاقهم على انّه مجاز : ضمير در « اتّفاقهم » به اصوليّون و در « انّه » به مشتقّ برمىگردد .