تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
مجاز است در آنچه ( ذاتى ) كه منقضى شده است از آن ( ذات ) تلبّس ، يا همانا آن ( مشتقّ ) حقيقت است در هر دو آنها ( متلبّس و منقضى از مبدأ ) به معناى اينكه همانا آن ( مشتقّ ) وضع شده است براى اعمّ از آن دو ( متلبّس و منقضى از مبدأ ) ؟ بعد از اتفاقشان ( اصوليّون ) بر اينكه همانا آن ( مشتقّ ) مجاز است در آنچه ( ذاتى ) كه متّصف مىشود به مبدأ در آينده . رفته‌اند اشاعره و گروهى از متأخّرين از اصحاب ما به اوّل ، و رفته‌اند معتزله و گروهى از متقدّمين از اصحابمان به دوّم . و حقّ ، آن ( حقّ ) قول اوّل است . و براى علما اقوال ديگرى است كه در آن ( اقوال ) تفصيلاتى است بين اين دو قول كه اهميّت ندارد براى ما متعرّض شدن به آنها ( تفصيلات ) بعد از روشن شدن حقّ در آنچه ( بيانى ) كه مىآيد . و مهم‌ترين چيزى كه مقصود است ( آن چيز ) براى ما در اين مسئله ( مسئله مشتقّ ) قبل از بيان حقّ در آن ( مسئله ) - و آن ( مهم‌ترين شىء ) سخت‌ترين چيز است در اين ( مسئله ) - اينكه بفهميم محلّ نزاع و موضع نفى و اثبات را . و به خاطر اينكه روشن شود اجمالا موضع اختلاف ، ذكر مىكنيم مثالى را براى آن ( موضع خلاف ) پس مىگوئيم : همانا وارد شده است كراهت وضوء گرفتن و غسل كردن با آب گرم شده به واسطهء خورشيد ، پس هركس بگويد به اوّل ( رأى اوّل ) پس چاره‌اى نيست اينكه نگويد به كراهت داشتن آن دو ( وضوء و غسل ) با آبى كه سرد شده باشد و منقضى شده باشد از آن ( آب ) تلبّس . زيرا همانا آن ( آب سرد شده ) نزد او ( قائل به رأى اوّل ) صدق نمىكند برآن ( آب سرد شده ) در اين هنگام به اينكه همانا آن ( آب سرد شده ) گرم است به واسطهء خورشيد بلكه بوده است گرم شده . و هركس بگويد به دوّم ( رأى دوّم ) پس