عند اهل العرف انفسهم : ضمير در « انفسهم » به اهل عرف برمىگردد .
لدفع هذا الاحتمال : مقصود از « هذا الاحتمال » احتمال دخالت قيد در صحّت معامله در نزد عرف مىباشد .
كما هو شأن الفاظ العبادات : ضمير « هو » به عدم صحّت تمسك به اطلاق برمىگردد .
لدفع الاحتمال : يعنى احتمال دخالت قيد در صحّت معامله در نزد عرف .
على هذا : مشار اليه « هذا » شكّ در معتبر بودن قيد در نزد عرف مىباشد .
و لكنّها ثمرة نادرة : ضمير در « لكنّها » به ثمرهء نزاع برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
226 - فرق قول به صحيحى در الفاظ عبادات و قول به صحيحى در الفاظ معاملات چيست ؟ ( قد عرفت . . . بالإطلاق )
ج : مىفرمايد : دانستى بنا بر قول به صحيحى در وضع الفاظ عبادات ، صحيح نبود تمسّك به اطلاق دليل هنگام شكّ نسبت به جزء يا شرط مشكوك . زيرا صدق عنوان و اسم بر عبادت فاقد جزء يا شرط احراز نمىشد بلكه شكّ در صدق خود عنوان بود و حال آنكه تمسّك به اطلاق بعد از احراز صدق عنوان بود . به عبارت ديگر ، الفاظ عبادات مجمل مىشدند . ولى اين اجمال در الفاظ معاملات حتى اگر قائل به وضع آنها براى معناى صحيح باشيم بوجود نمىآيد و مىتوان هنگام شك در اعتبار چيزى در صحّت معاملات به اطلاق دليل تمسّك كرده و معتبر بودن آن قيد مشكوك را نفى كرد .
227 - چرا در الفاظ معاملات بر خلاف الفاظ عبادات با وجود قول به صحيحى به هنگام