تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
مانند " احببت زيدا فذاك محبوب و حبّ و حبيب " و " ابرزت الكتاب : نشر كردم كتاب را ، فذاك مبروز " و " اسعده اللّه ، فذاك ، مسعود و سعيد " و " اضعفه المرض ، فذاك مضعوف و ضعيف " ، و اجنّه اللّه فذاك مجنون " و احمّه فذاك محموم " و " ازكمه فذاك مزكوم " و " اكزّه فذاك مكزوز " و " اقرّه فذاك مقرور " . 10 - اسم فاعل معتلّ العين گاهى تبديل به معتلّ اللّام ميگردد ، مانند " شائك : چالاك نيرومند كه در اصل شاوك بوده ، گاهى قلبش كنند و شاكى گويند " و " لائط كه لاطى گويند " و " حائر كه حارى گويند " 11 - وزن " فعالة " براى ته‌مانده چيزى است كه در اثر كارى پديدار ميگردد ، مانند " صبابة : آب يا مائع ديگرى كه در ته ظرف پس از ريختنش ميماند ، نخالة : چيزى كه در غربال پس از بيختنش ميماند ، كناسة و كساحة و قمامة : خاكروبه كه پس از روييدن در پيش جاروب جمع مىشود ، نحاتة : خرده‌هائى كه در اثر تراشيدن چيزى ميريزد ، قلامة : خرده‌هائى كه در اثر چيدن ناخن و غير آن ميريزد ، قوارة : خرده‌هائى كه از اطراف چيزى بريده شود ، سحالة : پوسته‌هائى كه از حبوبات و غير آن در اثر سائيدن و كوبيدن و ماليدن ميريزد ، خلالة : خرده‌هاى غذاء كه در اثر خلال كردن از لاى دندانها بيرون ميآيد ، و مانند دندان از چيزهاى ديگر ، فضالة : باقىمانده و زيادتى هرچيزى كه آن را برگيرند ، نفاية : دور ريختنيهاى هرچيزى از ميوه‌جات و غير آن ، و اين يك