تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨

( اسم آلة )

و آن اسمى است كه دلالت مىكند بر حدث و ذاتى كه آلت آن حدث است ، و غالبا از فعل متعدّى مشتقّ است ، و بر چند وزن است . 1 - " مفعل " مانند " معبر : پل ، مضبع : نيشتر ، مرقم : قلم ، مقصّ : قيچى ، مفتح : كليد ، منبر : آلت برترشدن مكانى " و بعضى گفته‌اند : " منبر " مكان برترشدن است ، و بر اين وزن از باب تشبيه به آلت است ، چنانچه گفته شد . 2 - " مفعلة " مانند " مكنسة : جاروب ، مكسحة : پاروب ، مشربة : جام ، مروحة : بادبزن ، منشّة : مگس‌پران ، معبرة : پل ، ملعقة : قاشق " 3 - " مفعال " مانند " مفتاح : كليد ، مقراض : قيچى معراج : نردبان ، مغراف : قاشق ، مسمار : ميخ ، مضراب ، تازيانه ، و زخمه و غير آنها از آلات زدن ، مصباح : چراغ ، منساج : آلت بافتن " و اين سه وزن از اسم آلت معروف و بسيار است . 4 - " مفعل " مانند " منخل : غربال كه بريزن گويند ، مدقّ : دركوب و مدقّ و مدقّة نيز آمده " و اين وزن كم است . و معتلّ الفاء در اسم آلت اگر واو باشد قلب به ياء مىشود ، مانند " ميزان : ترازو " كه موزان بوده ، و معتل العين اعلالى ندارد ، مانند " مكيال : آلت كيل ، مقوال : زبان ، مخيط : سوزن " و معتلّ اللام قلب به الف ميگردد ، مانند " مصفاة : آلت صاف