تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
" تقشعرّ " صيغه مفرد مؤنث غائب است از فعل مضارع ، لرزه پوست كنايه از شدت خشية و هراس است . امثله امر : " ليطمانن ، ليطمانّا ، ليطمانّوا ، لتطمانن ، لتطمانّا ، ليطماننّ ، اطمانن ، اطمانّا ، اطمانّوا ، اطمانّى ، اطمانّا ، اطماننّ ، لاطمانن ، لنطمانن ، اطمانانا و طمانينة : آرامش يافتن " رباعى مجردش " طمان ، يطمئن ، طمانة : آرامش دادن " است ، در قرآن از اين ماده بسيار آمده است . و چون در آخر صيغه‌هاى اين باب سه لام الفعل جمع شده در بعضى صيغه‌ها واجب است لام الفعل دوم در سوم ادغام گردد ، زيرا دو حرف متماثل هستند ، و در اين صورت لام الفعل دوم براى ادغام‌كردن ساكن مىشود و حركتش به لام الفعل اول منتقل ميگردد ، و اين عمل در پنج صيغه اول ماضى و در صيغه‌هاى مضارع غير از دو صيغه جمع مؤنث و هفت صيغه امر كه ضمير ساكن به آنها متّصل است مىباشد ، و در صيغه‌هائى كه لام الفعل سوم براى اتّصال ضمير متحرّك ساكن شده اين ادغام ممكن نيست ، و اين در نه صيغه ديگر ماضى و دو صيغه جمع مؤنث مضارع و امر است ، و در پنج صيغه امر كه ضمير متّصل نيست و آخرش ساكن شده قاعده آن است كه ادغام نشود چنانچه در امثله مذكور شد ، ولى جائز است لام الفعل سوم را به فتحة يا كسرة حركت داد و آن ادغام را نمود ، و گفت : " ليطمانّ ، لتطمانّ ، اطمانّ ، لاطمانّ ، لنطمانّ " و در ميزان مصدرش لام الفعل اول در دوم ادغام ميگردد و گفته مىشود : افعلّال و فعلّيلة ، زيرا