قوله : « اذا عرفت . . . » .
علماء در موارد كثيرهاى « 1 » قبل از زمان ذى المقدمه و قبل از وجوب ذى المقدمه ، مقدمه را واجب مىدانند ( چون اگر مقدمه قبل از زمان ذى المقدمه واجب نشود لازمهاش اين است كه ذى المقدمه در وقت خودش فوت شود ) و حال آنكه وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است . كيف يعقل وجود التابع قبل وجود متبوعه ؟
از باب نمونه قبل از طلوع فجر كه هنوز زمان صوم فرانرسيده و صوم واجب نشده ، غسل جنابت كه مقدمهى صوم است واجب شده است چون اگر غسل واجب نشود لازمهاش اين است كه مكلّف بعد از رسيدن زمان صوم قادر بر صوم نباشد و صوم فوت شود .
اين همان مشكلهاى است كه قبلا هم به آن اشاره شد . در كفايه براى تخلص از اين مشكله به چهار جواب اشاره شده است :
1 ) جواب مرحوم صاحب فصول : ايشان با التزام به واجب معلق مشكله را دفع كرده است . به اين صورت كه وقت قيد واجب است نه وجوب و لذا قبل از وقت ، ذى المقدمه وجوب دارد . « 2 »
2 ) جواب مرحوم شيخ : ايشان با عقيدهاى كه در باب واجب مشروط دارند ( كليه شروط ، قيد واجب هستند ) مشكله را دفع كرده است .
طبق اين دو جواب ، قبل از وقت صوم ، صوم وجوب دارد و در نتيجه مقدمه آن نيز كه غسل جنابت باشد واجب است . فلا اشكال .
3 ) جواب مرحوم مصنف : ايشان با التزام به واجب مشروط به شرط متأخر مشكله را دفع كرده است . پس در مثال صوم ، وقت شرط متأخر براى وجوب صوم است يعنى قبل از وقت صوم ، حصول وقت در موطن و ظرف خودش فرض و صوم قبل از وقت واجب مىشود و با وجوب صوم مقدمات او نيز ( مثل غسل جنابت ) واجب مىشود .
با اين سه جواب ، محذور وجوب مقدمه قبل از وجوب ذى المقدمه بر طرف
هامش
( 1 ) - ر ك : بدايع الافكار ، ص 314 .
( 2 ) - ر ك : فصول ، ص 91 .