اثر استقبالى بودن واجب . و فعلى بودن وجوب ذى المقدمه مشترك بين واجب منجز و واجب معلق است . چون در هردو واجب ، وجوب ذى المقدمه فعلى است .
پس اين دو قسم در اثر - وجوب فعلى مقدمه - با يكديگر فرق ندارند . بله واجب منجز و معلق در يك امر با يكديگر فرق دارند و آن اين است كه در منجّز ، واجب فعلى و در معلق ، واجب استقبالى است . ولى اين امر در آن اثرى كه صاحب فصول مترتب كرده تأثيرى ندارد و لذا اين امر نمىتواند موجب تقسيم واجب به منجّز و معلّق شود و الّا اگر بواسطه ويژگى اختصاصى كه اثر ( تصحيح وجوب مقدمه ) بر آن مترتب نمىشود بتوان واجب را تقسيم كرد پس مىتوان براى واجب با هر خصوصيت زمانى « 1 » و مكانى و . . . تقسيمات متعددى ذكر نمود . فافهم . « 2 »
قوله : « ثمّ انّه . . . » .
اشكال محقق نهاوندى بر صاحب فصول :
« 3 »
صغرى : التزام به واجب معلق ، لازمهاش انفكاك طلب از مطلوب است .
كبرى : و اللّازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
توضيح صغرى و كبرى : در تكوينيات ، اراده از مراد زمانا ( نه رتبة ) منفك نيست .
به عبارت ديگر در تكوينيات ، اراده كه محرك عضلات به سمت مراد است تنها به امر مقارن تعلق مىگيرد مثل اينكه شخص اراده شرب ماء نمايد و دست دراز نموده بردارد و بياشامد و چون تحريك عضلات به امر استقبالى تعلق نمىگيرد قهرا اراده نيز به امر استقبالى تعلق نمىگيرد .
پس عدم انفكاك مراد تكوينى از تحريك عضلات زمانا + عدم انفكاك تحريك عضلات از اراده زمانا - عدم انفكاك مراد تكوينى از اراده زمانا .
هامش
( 1 ) - واجب كه وجوب آن فعلى است يا در فلان زمان انجام مىگيرد يا در زمان ديگر و . . . بر ويژگى اختصاصى اين تقسيم ( اين زمان و آن زمان ) اثر ( وجوب مقدمه ) مترتب نمىشود .
( 2 ) - ر ك : نهاية الدراية ، ج 1 ، ص 184 .
( 3 ) - بعضى مستشكل را مرحوم سيد محمد اصفهانى مىدانند .